صبح به خیر از این که زنده ایم!
آیا هنوز می شود کار خوب نوشت؟
آیا کار های خوب نوشته می شوند؟
آیا خوانده می شوند؟
خوب ها را بریزید دور و دوباره شروع کنید. دوباره، اگر که بشود کاری را خواند. می شود؟
مصاحبه / محمد رحمانیان / نشر نیلا /چاپ اول 1378
من صفحه ها را ورق می زنم؛ تاریخ در رگ هایم لخته می شود؛ من با بداعت هم بسترم؛ من چای می خواهم؛ و دفترم از شکل هایی . . . . خالی است.
تو شهر را خواندی؟!
پرده ها و آیین سوگوار خواهش،
معبد های خیس بنارس
و عقربه های سنگی معجزه
چه کسی دست را؟
چه کسی؟
ای کاش فردا
ای کاش امروز
<الهام ملک پور>
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط دومینو
|
از ديروز دور از من
نگاهى به مجموعه شعر«رفته بودم به صيد نهنگ»
سروده على باباچاهي(۲)
- در شماره پیشین ويژه نامه اجرا ونظريه شعرى باباچاهى بخش نخست نقدو خوانش آخرين مجموعه شعر اين شاعر مطرح معاصر منتشر شد وآنچه در پى ميآيد بخش پايانى اين نوشتار است.
شعر «عاشقانه ــ گانگستري» دو بخش است که هر کدام از بخشها موتيفها، بافت زمانى و امکانات دلالتى خاص را در اختيار شاعر قرار مىدهد که به وسيله آن بتواند فرم شعرش را حفظ کرده و در مرتبه بعدى با تاکيد بر دلالت ضمني، مضمون سازى نمايد. جنون عاشقانه و جنايى با هم ترکيب شده تا به نفع يک فضاى کلي، «عشق»، ايفاى نقش کنند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط دومینو
|
کانون نويسندگان ايران به مناسبت تخريب سنگ گور شاعر بلندآوازهی ايران و جهان احمد شاملو بيانيه اي صادر كرده است ،متن اين بيانيه به شرح زير است :
هراس من – باری – همه از مردن در سرزمينی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی
افزون باشد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط دومینو
|
زیبایی از من در فرار بود
ابهام در تصادم این رنگ
رنگ من بنفش
صدای بر هم خوردن ترازوها
صدایت را بر دار
توازی ارواح کنار خیابان
این رنگ روی من است
صدای بر هم خوردن ترازوها
صدای رنگ بنفش
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 12:41 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
شعر على باباچاهى شاعر ۶۳ ساله ما تفاوت شعر «تکثرگرا» و «تکثير شده» است. شعر تکثرگرا که کعبه آمال بسيارى شاعران از جمله خود باباچاهى است، با فضاهاى محذوف خود تعريف مىشود. نسبيت اين شعر با تمهيدات خام دستانهاى چون گذاشتن «شايد» و «اگر» بر سر و ته جمله ساخته نمىشود بلکه اين شعر از «بازنمايى چند بخشي»(Fractional represenation) سود مىجويد.
چشمى که در حال ديدن است، در حال نوشتار است، چون يک منشور موتيف را چند وجهى کرده و به جاى استفاده کردن از تمام امکانات ممکن موتيف، امکاناتى غيرممکن نيز به آن مىبخشد. باباچاهى معمولا در اين دفتر بازنمايى غير تصويرى را به سمت بازنمايى «بيانگر»(expressive) هدايت مىکند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 12:23 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
ساعت
عقرب اش
ايستاده نيش مي زند
<فرزين هومان فر>

۱- آنچه عقربه را به هم مرتبط مي كند؛ به جاي افعالي چون بيان كردن ساعت.
۲- الحاق چيزهاي متصل به هم؛ زيرا در اين امر نمودار مي گردد كه هر چه بيشترنظاره مي كنيم، توفيق به ظهور رسيدن و به نمايش گذاشته شدن بيش تر مي شود.
۳- تمام زمان و مكان توليد شده / شكل گرفته در اين كار نيست. نمي توان عقربه را به انقيادش رساند.
۴- چرخش عقرب ه ي ايستاده، در عين حال حربه " نيش "؛ نقشه اي كه مضمون " عقربه "، " عقرب شدنش " و عرض اندام كردن نيز هست.
« امير قاضي پور »
+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
دراوايل دهه ي ۱۹۰۰ نظام های پيش از سرمايه داري به تاسي از اسلاف خويش با ابزارهاي مختلف به يافتن سرزمين هاي دست نخورده مي پرداختند اما اين عمل با آن چه استعمار كلاسيك به آن مي پرداخت از تفاوت ماهوي برخودار بوده است.
تصوير كلي در غرب از انديشه ي انسان ( سفيد پوست - نژاد برتر) تغذيه گرديده است و دايه هاي اين برتري نژادي در جاي جاي جهان به چشم مي خورد، چرا كه جهان آينده از آن سفيد پوستان به شمار مي رفت.
غرب با توسل به نظريه تكاملي فيزيولوژيك نوع انسان كه نظريه اي نژاد برتر است به عنوان آخرين حلقه تكميل يافتگي و ثبات بشر تلاش مي پرداخت.
غربيان سعي داشتند با تبيين قوانين در چارچوب نظام بوروكراتيك به اين امر يعني تسهيل نژاد آدمي تسريع بخشند. اين امر در حوزه ي تفكيك يافته ي علم آن دهه در دو رويكرد فيزيولوژيك و سوسياليستي انجام پذيرفت كه هر دو در مكانيسم ying/yang قرارمي گرفت و دركليات فراتر به تاثير مستقيم و در ارتباط با انسان به شمارمي رفت.
در سال ها قبل ضربه ي علم و تحقيق داروين و هم مسلكنانش سبب گشت جهان از مركزيت انسان جدا گردد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
دو اپیزود از بسته ای برای آندره ی بالکونسکی
1
جوان که بمانی پیر می شوی
حالا از اول حمر
جوجه توی فر
دراز کشیده روی کاناپه
شمسه های شرم الشیخ آبله رو ماهی تابه
مرد عرب بلیط می خواهد
باطل
بلوط
. . .
بار اسب ها اتفاقی به منزل نمی زسد
بار شترهای بی جهاز
حالا جمل
حالا جمال عایشه
جونیورها روی کاناپه جوجه ی بریان
جنده روی پیرهن اسماعیل
حجر زرد آجری
حجر توی ماهی تابه
شمسه های شرمسه الشیخ
بلیط می خواهد
بادام های سوخته زیر لب های آماس بسته
بلیط می خواهد
هزار و هشت صد و دوازده
بالکون های مجاور
حالا جوان که بمانی
تن در وُلگا روی آکوردهای ماژور
دو سیم
ابو سعید
تن در وُلگا
بلوط
باطل
2
نمی خواست که بیفتد
شش صد و شصت و شش
نمی خواست که نشسته بماند
یک و یک
نمی شدن از چراگاه های گَشَن
چهار پایه
پنیر
وُدکا در کُزوو
شش صد و شصت و شش
وُدکا در ساحل وُلگا نمی شدن
که بیفتد
که روی برج های
بوم بوم
کا
نه صد و شصت و شش
که نمی خواست که بیفتد؟
روی برج های
مرد عرب
مرد عرب بلیط می خواهد
حالا که شمسه ها توی کُزوو
هزار و هشت صد و دوازده
هزار و سی صد و پنجاه و
بوم بوم
که روی برج های
آذر ماه 1384
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 11:51 قبل از ظهر  توسط دومینو
|
«خطاب به پروانهها» با گزاره «تبعيت نمىکنم»(non-serviam) شروع و با گزاره «تبعيت نمىکنم» (اين بار از سوى مخاطبان) مواجه شد. شعرى که «رضا براهني» به شعر فارسى معرفى مىکند واجد چه ويژگىهاى ممکنى است؟ يکى از مولفههاى اصلى اين شعرها چنانکه با تاکيد از جانب خود متن مواجه مىشود، توجه به وجه موسيقيايى شعر است. اين وجه چنانکه اين روزها در مراسم به خاکسپارىاش اعلام شد، وجهى مربوط به تاريخ اين ژانر است. اگر «تاريخزدايي» را اصلىترين عنصر سازنده «آشنايىزدايي» معرفى کنيم، متن براهنى از گزاره ما فاصله غيرقابل باورى مىيابد. متن براهنى درصدد «بازپروري» اين عنصر منحرف است، اما نااميدى از اين وضعيت را «هوشنگ ايراني» به تاريخ ادبيات فارسى معرفى نموده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 1:29 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
كسره / اضافه
هسته ي خودم
گوش
ماهي
با تن مي شدي از فرط من چند مي شدي
فكر كنيد من
كمتر جلو مي آمد
كم كنم
يك سوم از مردم فرانسه ( طي يك نظر سنجي ) *
از ته ه_ فرانسه
از ته ه_ ايران
از سرت تا هسته ي خودم
از شبي كه ماهي وسط دريا
دهان باز مي كند
از دست مادرم كه باد مي آيد
* يك سوم از مردم فرانسه ( طي يك نظر سنجي ) خودشان را نژاد پرست مي دانند.
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 11:10 قبل از ظهر  توسط دومینو
|
از پر خفاش که حلقهیی برگیری
اینجا نشستهتر از سایهتی
از آنچه زاویهی خاک را از فضا میکاهد
و تازهتر که بگویم
استخوان یک کولی کودکانه در قبری بلرزد
از حس یک زاویه تنگتر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط دومینو
|
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 2:26 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
نوروز نماد هويت ملي ايرانيان مبارك باد!
با آرزوهای خوب
نشریه ادبی دومینو
+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط دومینو
|