(مربع) که این ورق های سفید پیدا می شوند همان جایی که دنبال شان می گردم و حالا یادم نیست قبلن دنبال شان گشته ام یا نه اما می دانم که قبلن حتمن به فکر دنبال شان گشتن افتاده ام ( یا حتمن به فکر به دنبال شان گشتم افتاده ام یا به فکر دنبال شان گشته ام (بدون حتمن))
کسی که پنهان کاری بلد نیست عاشقی نمی داند
مطمئنم اما نمی گویم چون به افتادن مشکلی یا مشکل هایی مشکوکم
کسی که . . . .
]که[ جامائیکا هم ]هم؟[ کشوری است . . . بین عاشقی و آشکار شدن مردد است و هیچ گاه به پنهان کاری نمی رسد و دلیل این امر برای نگارنده این سطور هم (مربع) است آن طور که مثلن برای شاملو هست و برای فرخزاد هم نیست که یکی از بروزات آن این است که پس از چاپ شدن، نویستده را به جایگاه یک شاعر می برد. انگار اتفاقی دیگر لازم است چنان که برای فرخزاد مرگش تا شاعر متولد شود.
اما مسئله فقط مربوط به چاپ نیست. در خود شعرها هم همین مسئله ی تردد بین آشکار شدن و عاشقی مانع پرتاب شعرها به دامن مخاطب می شود در واقع شعرها هیچ گاه از مدارشان به سمت مخاطب اخراج نمی شوند و این امر البته برای ما مخاطبان بعد از مرگ فرخزاد در اشعارش ملموس است. و ما اشعار او را مثل پنهان کاری های هضم پذیر و در عین حال غیر انتزاعی و تجربی می پذیریم و این ها همه به خاطر مرگ نابهنگام شاعر است که شعرها را دارای نیرویی عظیم می کند. نیرویی که توان پرتاب آن ها به دامن مخاطب را می دهد در حالی که اصلن چونین چیزی در واقعیت وجود ندارد و رو به زوال رفتن تدریجی ِشعرهای شاملو این امر را نسل به نسل آشکارتر می کند. اما در جامعه ی (مربع) امروز که مرگ شاعر حتا برای معروف ترین شاعران هم نمی تواند تغییری در جایگاه شان ایجاد کند؛ به دلایلی (مربع) بر نگارنده، چه برسد به شاعران غیر معروف
آن اتفاقی که قرار است نوشته ها را به جایگاه شعر ببرد چیست؟ که این هم بر نگارنده ی این سطور (مربع) است. اما مطمئن است که باید در insistence ( مقابل existence ) مخاطب و نویسنده و تلاقی آن ها جستجو شود. همان طور که در مورد فرخزاد صدق می کند.
مهرماه 1385
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 1:42 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
امیر قاضی پور و شعری که خراش می دهد / واژه ها روی هم تاب می خورند / واژه ها سرشان را به معنا می کوبند / هی! یکی پیدایش شود / یکی این سر را به جای خودش برگرداند / واژه ها برای خودشان هشدارند / این همه به این معنی نیست که من این کار را در لیست بهترین های امیر قرار داده ام / ولی این معنی را می تواند داشته باشد که من را به راستی آزار داده است / کلمه ها / کلمه ها / وقتی سر خود را می خواهند در بیاورند / مثل در آوردن لباس / هوا گرم است / هوا برای بهار بودن / این سال ها که مدام کم می آورند / می آیند / می آیند وقتی شاعرانگی به در می کوبد دیوار فرو می ریزد / این امیر است که واژه هایش را رها کرده است / به آن ها ابتکار عمل داده است / و هراس را / بی پروایی خراش می دهد / و این خوب است / از ویترین کلمه های گزینش شده چیزی به جا نمانده است / از این نقطه نظر این کار نقطه ای می تواند باشد برای فاصله گذاری / امیر از محافظت سوژه هایش دست برمی دارد / او از عروسک های خام دستانه فاصله می گیرد / و این فاصله گذاری من را در برخورد نخست با شعر، به خود جلب کرد / تغییر رویکرد واژگانی نشانی از بازاندیشی نسبت به سویه های اندیشگانی شاعرانگی دارد / کلمه ها روی هم تخریب می شوند / کلمه ها با تمام سادگی خود ما را فریب می دهند / به من بگو کی هستم؟ / ولی این واژه ها کدام سربازها هستند؟ / کدام شان که آمادگی جنون آسا و هیستریک خود را و شاعر خود را برای تامین حس مالکیت فریاد می زنند / "درون اتاق نشوید" / "به وسوسه ای" /
< الهام ملک پور >
+ نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 5:45 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
دومين دوره جايزه شعر خبرنگاران برگزار مىشود. به گزارش (ايسنا)، دبيرخانه دومين دوره جايزه شعر خبرنگاران از تمامى شاعرانى که در سال 1385 مجموعه شعر بهچاپ رساندهاند، خواسته تا براى شرکت در اين جايزه، پنج نسخه از اثر خود را به دبيرخانه جايزه بفرستند. در اين بيانيه آمده است: شاعران (اعم از خبرنگاران و غير آن) تا آخر شهريورماه 1386 فرصت دارند، آثار خود را به نشانى تهران، صندوق پستى 16765-3496 بفرستند. بنا بر اين گزارش، کتابهاى شعر بايد به زبان فارسى و در سال 1385 انتشار يافته باشند، يا اعلام وصول آنها در سال 1385 باشد. اين جايزه سال گذشته در نخستين دوره برگزارى با داوري: محمدهاشم اکبرياني، عليرضا بهرامي، سپيده جديري، محمدحسين عابدى و پوريا گلمحمدي، به مجموعه شعر “يک بسته سيگار در تبعيد” اثر غلامرضا بروسان اهدا شد.
+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 5:4 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 1:0 قبل از ظهر  توسط دومینو
Domino یک بازی ست بازی مهم است و ما آن را دریافته ایم شما هم بازی می کنید؟ تنها بازی می کنید؟ Domino یک بازی ست ما این جا برای بازی آمده ایم ضربه ی نخست با ما شما هم بازی می کنید؟ ما هم منتظر می مانیم