تبليغاتX
نشریه ادبی Domino

نشریه ادبی Domino

(شعر - داستان - مقاله )

 

پشت مزرعه

روبروی پشت آپارتمان نشسته ام

دستهایم بالای سرم              نشسته ام

نشسته تر از این نمی شوم              نشوم                 نشسته ام

پشت سرم               پشت سر عروسک ها

در حال خاله بازی بامن چه کار کردی؟

که حالا توی هال             زیر باران کلبه ام               نشسته ام

آنقدر ازدواج کردی               ( یک بار ازدواج کردی )

که موش ها از تو می ترسند

 

مجید یگانه

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 9:41 قبل از ظهر  توسط دومینو  | 

مراسم هفتمين سالگرد خاموشى احمد شاملو ( الف بامداد) روز سه شنبه دوم مرداد 1386 بر سرى مزار او در امامزاده طاهر کرج برگزار مى شود. به گزارش مهر، اين مراسم قرار است از ساعت 17 تا 19 عصر با حضور دوستداران، فرزندان و خانواده شاملو در آرامگاه شاعر واقع در امامزاده طاهر کرج برگزار شود. قرار است در اين برنامه سيمين بهبهانى تازه ترين سروده هاى خود را قرائت کند و به بيان خاطراتى از شاملو بپردازد. همچنين سعيد آذين در مورد ترجمه هاى شاملو از آثار لورکا سخنرانى مى کند و على عبداللهى نيز از ترجمه هاى آلمانى شاملو مى گويد. بر اساس برنامه ريزى هاى صورت گرفته ابوطالب مظفرى - شاعر افغان - هم قرار است به همراه جمعى ديگر از شاعران افغان درخصوص تاثير شاملو بر شاعران معاصر اين کشور سخنرانى کند. در اين مراسم محمود معتقدى نيز درباره عشق در آثار شاملو صحبت خواهد کرد.‌
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 9:32 قبل از ظهر  توسط دومینو  | 

تالار آيينه و مهر گياه اميرحسن چهلتن پس از يک‌ سال انتظار مجوز تجديد چاپ گرفتند. به گزارش ايسنا، اين دو کتاب از نيمه‌ اول سال 85 در انتظار دريافت مجوز تجديد چاپ بودند، که به‌ترتيب براى نوبت‌هاى پنجم و چهارم به‌زودى توسط انتشارات نگاه منتشر خواهند شد. چهلتن که رمان اخلاق مردم خيابان انقلاب را براى چاپ آماده دارد، اما هنوز براى سپردن آن به ناشر اقدام نکرده است، همچنين اين روزها بعد از انجام تحقيق و يادداشت‌بردارى‌، نگارش هشتمين رمانش را آغاز کرده است. پيش از اين، مجموعه‌هاى داستان: صيغه، دخيل بر پنجره‌ى فولاد، ديگر کسى صدايم نزد، چيزى به فردا نمانده است، ساعت پنج براى مردن دير است، و رمان‌هاي: روضه قاسم، تهران شهر بى‌آسمان، عشق و بانوى ناتمام، سپيده‌دم ايرانى و فيلم - داستان کات منطقه ممنوعه از اين داستان‌نويس منتشر شده‌اند. ‌
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 9:29 قبل از ظهر  توسط دومینو  | 

پابلو نرودا شاعر عاشقانه هاى ميهني

 

پنج شنبه ۲۱تير ۱۳۸۶

سالروز تولد پابلو نرودا شاعر شيليايى است. او در سال 1922 نخستين مجموعه شعرش را منتشر کرد و يک سال بعد با “بيست شعر عاشقانه و يک ترانه نوميد” به شهرت رسيد. نرودا در سال 1971 نوبل ادبيات را از آن خود کرد. گوشه هايى از شعر و زندگينامه او در پى مى آيد.‌پابلو نرودا در سال 1904 در شيلى متولد شد. نام اصلى او‌ “ ‌ريکاردو ريس باسوالتو “ است. نرودا در پر آشوب ترين و ملتهب ترين روزگار شيلى مى‌ ‌زيست. ظلم و جور و خفقان او را روانه مبارزه و سياست کرد و بذر مبارزه را در شعر او‌ ‌نيز کاشت.‌‌نرودا در 1945 به مجلس سناى شيلى راه يافت. در 1947 به علت سخنرانى اعتراض آميز‌‌ ‌نسبت به رييس جمهور وقت شيلى - بيده لا - شيلى را مخفيانه ترک کرد و راهى اروپا شد.‌ ‌فعاليت هاى سياسى او دامنه وسيعى داشت. از نمايندگى سنا تا سمت هاى متعدد کنسولى در‌ ‌کشورهاى گوناگون و نيز کانديداتورى اش براى رياست جمهورى در سال1969 و کناره گيرى‌‌ ‌اش از انتخابات به نفع آلنده.‌‌او شاعرى ميهن سرا و دردمند بود که با اشعار اجتماعى و انتقادى خود ذهنيت انسان‌ ‌گرفتار سياست و بلواهاى سياسى را به تصويرمى کشيد.‌‌کامبيز توانا درباره اين شاعر نوشته است: نرودا به طور مشخص در روياهاى خود‌ ‌زندگى مى کرد. اين معلم مدرسه بود که خلاقيت شعر را در او يافت و در زمان نوجوانى‌ ‌اشعار او در نشريات محلى چاپ مى شد. او نام “نرودا” را برگزيد تا خانواده اش از کار‌ ‌شعر و شاعرى او مطلع نشوند چرا که معتقد بودند کار ادبيات عاقبت ندارد و مدام به او‌ ‌تذکر مى دادند که از فکر ادبيات بيرون بيايد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 5:36 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

‌چينوآ چه‌به” - برنده‌ امسال جايزه‌ بوکر - نوشتن را احساسى‌ ‌ناگزير مى‌داند.‌ ‌ ‌خبرنگار گاردين با حضور در خانه‌ آچه‌به در نيويورک، به گفت‌وگو با نويسنده‌اى‌‌ ‌پرداخت، که از نگاه “نادين گورديمر” - برنده‌ نوبل ادبيات-، پدر ادبيات مدرن‌ ‌آفريقاست؛ نويسنده76 ‌ساله‌اى که تصور کسب چنين شهرت و افتخارى را نمى‌کرد.‌ ‌آچه‌به در ابتداى گفت‌وگو مى‌گويد: “حالا من يک‌ ‌نويسنده‌ باتجربه‌ام. اما وقتى شروع به نوشتن کردم، هيچ ايده‌اى درباره‌ اين‌که‌ ‌به کجا خواهم رسيد، نداشتم. فقط مى‌دانستم احساسى درون من است که از من مى‌خواهد تا‌ ‌بگويم که هستم؛ احساسى که حتا اگر آن را نمى‌خواستم، باز به بيرون تراوش مى‌کرد.‌” ‌گفت‌وگوکننده مى‌نويسد: “آن احساس درونى آچه‌به،‌ ‌همان رمان اول او يعنى “اشيا از هم مى‌پاشند” بود. قبل از آن‌که آچه‌به را ببينم،‌ ‌کتاب را دوباره خواندم. عجيب اين‌که هيچ‌يک از فاکتورهاى مسحورکننده‌اش را از دست‌ ‌نداده بود.‌” ‌آچه‌به در اين‌باره توضيح مى‌دهد: “اين کتابى است‌ ‌که فقط آن‌هايى که غرق آن شده‌اند، مى‌توانند آن را به ديگران معرفى کنند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

 

 

نقد كتاب "كه جامائیكا هم كشوری‌ست.."، 

 شعرهای الهام ملک پور
پنجشنبه، 28 تیرماه، ساعت 15 تا 18، فرهنگسرای ارسباران، كارگاه تجربه

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 5:27 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

 

سلام

از کناره ی کارون که فاصله گرفتی قدمهایت را شمردم

درست طبق نقشه بود

گنج تو          اسکلت روی صفحه                  می دانم

در این سرزمین داغ

نقشه های زیادی به سمت گنج ما                    روان بوده اند

کارون          کاروان بوده اند

 

سلام

وقتی همه ی قلب های غیر ضروری ام را از نخل ها آویزان می کردی

در فکر همه ی قلب های غیر ضروری ام نبودی

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

 

هر وقت گریه کنی

در شهرستان غیرتی شده ام

برای کسی که درد می گیرد

در شهرستان غیرتی شده ام

در شهرستان گلستان فرستاده اند

در آغاز کلمه بود

و کلمه

کلمه مورد نظر بود

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 3:21 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

 

زانو

یک دفعه است غیبت و سکوت

در میان گوشه های سرخ

شبیه کسی که آرامگاه دارد

در معبر، روی آن همیشه نقشی از کف

جای پا / برجسته

کودکان بازو به دست

تن چه قدر شاد بود

یک دسته خوشه ی انگور

تن وسیله ی تن

دیگر بود لاله ی گوش

گوشه ی پایین، از حصار بیرون آمده

 

امیر قاضی پور

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 1:0 قبل از ظهر  توسط دومینو  | 

 

از جمله مجید یگانه  محمد آزرم  نیما صفار  الهام ملک پور  حسین محمدی سمیرا کرمی  ریحانه نامدار

نادیا حیدری  الهام حیدری  بصورت شفاهی و کتبی روی شعر من نقد و نظر داشته اند.

نظری که شعر مرا بیش از پیش مورد قبول خودم قرار داده. شعر را آدابته کرده و کلی انرژی مثبت داده.

حال لیلا صادقی :

 

روی شعر  تعمدن «مات»

 

با نام تازه ای که تبعید می کنیم
با هذیان هایی که با فاصله
ماه همین رنگ است
فاصله همین رنگ است
تبعید همین رنگ است
و همه این ها نامی است که بی گفتگو تازه می ماند

لیلا صادقی

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 4:37 بعد از ظهر  توسط دومینو  |