تبليغاتX
نشریه ادبی Domino

نشریه ادبی Domino

(شعر - داستان - مقاله )

اظهارات باباچاهی

باباچاهي: اعتراض، مهمترين وجه شعر دوران بعداز کودتا است‌ ‌
بار شکست ناشى از کودتاى 28 مرداد در ادبيات تبديل به نشانه‌هايى از نااميدى و سياه نگارى شد.دورهاى که اختناق به قدرى بالا مى‌گيرد که نيما به شوخى به اخوان مى‌گويد حالا فضا آماده گفتن شعر است.على باباچاهى با عنوان اين مطلب و با اشاره به فضاى ادبيات در دوره پس از کودتاى 28 مرداد 32 گفت :‌ اگر فضاى پيش از کودتاى بيست و هشت مرداد بخصوص دوران بعد از شهريور بيست را فضايى براى تمرين دموکراسى بدانيم ، فضايى که در شعر، ادبيات و هنر ايران پس از کودتا سال 32با آن روبه رو مى شويم را مى توان تجربه شکست ناميد.”على باباچاهى شاعر و پژوهشگر ادبيات با بيان اين که وقوع کودتا به نوعى تجربه شکست در دموکراسى در ايران است؛ به ميراث خبرگفت :”در فضاى پيش از کودتا به طور خلاصه شعر ايران تحت تاثير چند موضوع مورد بررسى است: شعرهاى با گرايش هاى کارگري، اشعار سوسياليستى ، گرايش هاى آرمان گرايانه. اين اشعار در دوران بعد از کودتا از منشور کودتاى 28 مرداد عبور مى کند و تحت تاثير آن جريان تازه ادبى را در ايران به وجود مى‌آورد.” دوران تاريخى پس از کودتاى 28 مرداد سال 32 يکى از نقاط عطف در تاريخ به ويژه تاريخ ادبيات معاصر ايران و به طور خاص در شعر فارسى است. اين دوره ،اوج ادبى سرشناس ترين شاعران نوپرداز ايران چون نيما يوشيج، مهدى اخوان ثالث، احمد شاملو، فروغ فرخزاد، و نصرت رحماني، سياوش کسرائيان و ... است.باباچاهى با اشاره به اين که آن چه در فضاى بعد از کودتا رخ مى دهد به صورت مولفه هايى روشن بازتاب اين تجربه تلخ را در شعر با نوعى رمانتيسم اجتماعى به نمايش مى‌گذارد، مى‌افزايد:” پررنگ ترين محورهاى ادبى در اين دوره عبارتند از شعر اجتماعى ، شعر خراباتى که با نفى اخلاقيات حاکم جامعه بورژوارى به تعارض با آن مى‌پرداختند . از طرف ديگر در ادبيات اين دوره ما با نوعى خود شکنى شاعرانه و رسيدن به هيچ انگارى و پوچ گررو به رو هستيم. يکى از مهمترين موضوعاتى که در ادبيات اين دوره به چشم مى‌خورد فاصله نگاهى است که ميان ادبيات دوران ملى و ميهنى مشروطه با ادبيات تلخ و سياه پس از کودتا است.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 2:52 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

مدی ترانه - صبح روزتشییع

 

                روی کار مدی ترانه - صبح روزتشییع / ریحانه نامدار

ریحانه داری سواحل را پارو می زنی.خیلی کارت دل انگیز است.

یکبار در رمان " نفرین خاکستری محسا محب علی " این پارو زدن را دیدم . در بخشی از این رمان مورد اشاره " کشتی پارویی دهنش پارو زنان بر وزن و هم ساز با بحرهای شعری " پارو می زدند / لنگر انداختن از این سو به آن سو و نواحی دیگر جالب است / کل کار به گونه ی یک کلید خاموش - روشن است البته نه اتوماتیک. حس آمیزی کلمات، رنگ ها و اشیاء بر کل کار ساطع است/

بر صفحه ای از اشیاء

خواب.

خواب یعنی اشیاء.

حقیقت این است

روییدن همین رنگ است

تلویزیون نامی ست بی گفتگو

                                                      

                                                      امیر قاضی پور

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 9:26 قبل از ظهر  توسط دومینو  | 

شعری از مجید یگانه

 

زن_ نقاشی در حالت کوبیستی اش می گریست

 زن_ نقاش حالت کوبیستی در آبی می گریست

و مخاطب ظرافت قاب را در انتظار می نگریست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 9:18 قبل از ظهر  توسط دومینو  | 

شعرخوانی

 

 

شعرخوانی امیر قاضی پور / الهام ملک پور

و مرتضا مرتضایی

زمان : یکشنبه بیست و یکم امرداد ۱۳۸۶

ساعت ۱۷ تا  ۱۹

مکان :خیابان سمیه ، بین مفتح و فرصت ، بن بست پروانه ، شماره ی 46

( انجمن نویسندگان کودک و نوجوان )

برای آشنایی با کارهای شاعر به وب های tango.blogfa.com

pirat.blogfa.com    

 http://www.amir-ghazipour.blogfa.com مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 5:25 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

ماياکوفسکى شاعر ‌ ‌شورشى و شوريده دل

ولاديمير ماياکوفسکى در هفتم ژوئيه سال 1893 در روستاى بغدادى در استان کوتائيسى واقع در غرب جمهورى گرجستان ديده به جهان گشود. پدرش کنستانتينوويچ در آن ناحيه نگهبان جنگل بود و مادرش آلکساندرا الکسيونا زن مهربانى بود که سه فرزند داشت، دو دختر به نامهاى لودا و اوليا و يک پسر ولاديمير در همان روستا به مدرسه رفت و نخستين کتابهايى که مورد علاقه‌اش قرار گرفت به گفته خودش “دن کيشوت و آثار ژول‌ورن” بود. او از همان دوران کودکى حافظه بسيار خوبى داشت و بقول خودش پدرش هميشه از حافظه او تعريف مى‌کرد. پدر بعد از مدتى او را که هنوز خردسال بود با خود به دامن طبيعت مى‌برد تا همه چيز را آنطور که هست ببيند و بياموزد. در سنين جوانى يکى از مربيان استعداد نقاشى را در او کشف کرد و به پرورش آن پرداخت و بدين طريق او با دنياى نقاشى نيز آشنا شد. او در سال 1908 به سوسيال دمکرات‌ها ملحق شد. اما به زودى دستگير و به زندان افتاد. از اين تاريخ براى مدتى زندانهاى مختلفى را گذراند. پس از دومين دستگيرى بنا به تصميم مقامات امنيتى براى مدت سه سال به ُتوروخانسک تبعيد شد. پس از آزادى تحصيلاتش را دنبال کرد. در سال 1911 هنگاميکه 18 سال داشت در مدرسه هنرهاى زيباى مسکو پذيرفته شد. به گفته خودش “تنها جايى که او را بدون گواهى صلاحيت سياسى قبول کردند. هر چند در آنجا هم مقلدين را عزيز مى‌داشتند و مستقل‌ها را آزار مى‌دادند، غريزه انقلابيم مرا به طرف مطرودين مى راند. ولاديمير ماياکوفسکى در اين محيط هنرى دوستان تازه‌اى يافت و با فوتوريستهايى که تازه آغاز به کار کرده بودند آشنا شد. او در اين زمان شروع به سرودن شعر کرد و به تدريج به عنوان چهره‌اى ممتاز معروف شد. از نام پيشگامان فوتوريسم روس- مکتبى که مى‌‌خواست با ساختن واژه‌هاى نو و بهره‌گيرى از جادوى آواها، در زبان شعر انقلاب کند، تاريخ چند نام را برجسته تر از بقيه نگه داشته است: داويد بورليوک، ولمير خلبنيکوف، واسيلى کامنسکى و ولاديمير ماياکوفسکي، شاعرى که زندگى او با انقلاب و مرگش با استيلاى زندگى روزمره يگانه مى‌نمايد. از اين ميان دو تن شاهد عشقى شدند که شعر “ابر شلوارپوش” حاصل آن بود. داويد بورليوک همفکر يک چشم ماياکوفسکى در جبهه هنر و ادبيات در سالهاى پيش از انقلاب و نخستين سالهاى بعد از آن، شاعر، نقاش و به عقيده ماياکوفسکى شخصى که فوتوريسم روس با او متولد شد. واسيلى کامنسکى فوتوريست و نويسنده کتاب پر آوازه “زندگى من با ماياکوفسکي” مرد آزاده‌اى که پيش از آنکه سرانجام شاعرى پيشه کند، در سال 1905 به دليل شرکت در جنبش اعتصاب به زندان افتاد، سپس خلبانى ياد گرفت و از نخستين خلبانان روس شد.‌
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 9:29 قبل از ظهر  توسط دومینو  | 

نامه‌هاى مارتين‌ هايدگر به همسرش ‌

مجموعه‌ نامه‌هاى مارتين‌ هايدگر به همسرش با ترجمه‌ مهشيد ميرمعزى منتشر مى‌شود. به گزارش ايسنا، اين کتاب با عنوان نازنين من شامل نامه‌هاى فيلسوف معاصر آلمانى تا چندى ديگر از سوى انتشارت نقش و نگار به بازار خواهد آمد. مير معزى در خصوص ترجمه اين کتاب به مهر گفت: اين نامه ها را هايدگر در طول زندگى زناشويى اش به همسرش الفريده نوشته است .الفريده چند تا از اين نامه ها را به آرشيو ادبيات کلاسيک هديه کرده اما بيشتر آنها را در جعبه اى دسته بندى و آنها را که بيش از هزار نامه بوده به نوه اش گرتروت هايدگر داده که او آنها را در کتابى منتشر کرده است.اين مترجم افزود: در اين کتاب تنها بخشى از نامه ها منتشر شده ولى نوه هايدگر گفته شايد روزى تمام نامه ها را براى هيدگر شناسان منتشر کنم. همچنين گرتروت هايدگر بين نامه ها با خط ايتاليک توضيحاتى داده که فضاى اين نامه ها را توضيح و خواننده را متوجه فاصله زمانى وموقعيت مکانى اين نامه ها کرده است. ميرمعزى که ازنامه هاى هايدگر را از زبان آلمانى به فارسى ترجمه کرده، همچنين زيباترين اشعار عاشقانهى آلمانى را شامل شعرهايى از قرن 12 ميلادى تا دوران شاعرانى همچون باخمن ترجمه کرده است. ‌ترجمه‌ همه‌ راه‌ها باز است آنه مارى شوارتسنباخ سوييسى هم به‌پايان رسيده، که از سوى نشر شهاب منتشر خواهد شد. همچنين و نيچه گريه کرد نوشته‌ اروين دي. يالوم توسط نشر نى به‌چاپ ششم مى‌رسد. ‌
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

مکان

 

جلسه ی شعرخوانی

یک شنبه ها

خیابان سمیه / بین مفتح و فرصت / بن بست پروانه / شماره 46  / انجمن نویسندگان کودک و نوجوان

 

زمان

۱۸:۴۵ - ۱۷

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 6:3 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

 

 

یک گزارش مختصر از جلسه ی نقد کتاب «تخلیه ی عمومی» نوشته شده توسط «فریبا فیاضی»

 

آمدیم؛ خواندیم و رفتیم. و هیچ گردی برجای نماند.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

فرادهشت

 

فرادهشت

  

اتوبان کودک           از نواحی مرکزی

2 بار خاله خرسه را سوار شدم

اگر زنده ام / شکلی که یک فنجان ، مرا فراتر می گذارد

طرح پشت لاک پشت

و سیب سبز

از بسیاری از ماها

" ماست ترش را دوست داشتن "

و نظاره گر چشمان شکری

از سر بی اعتنایی / در جشن تولد بی روزن دست ها

هر چند آشکار است بهار . وقتی که شادمانم

 

 

امیر قاضی پور

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 9:37 قبل از ظهر  توسط دومینو  | 

اينترنت دردى دوا نمى‌کند کتاب بخوانيد

رضا سيدحسينى خطاب به جوانان: ‌ اينترنت دردى دوا نمى‌کند کتاب بخوانيد
رضا سيدحسينى در دومين جلسه‌ کارگاه آموزشى مکتب‌هاى ادبى از جوانان خواست که بيش‌تر کتاب بخوانند. به گزارش ايسنا، در دومين جلسه‌ى کارگاه آموزشى مکتب‌هاى ادبى که به بررسى فن‌ شعر ارسطو اختصاص داشت و عصر روزيک شنبه در محل حوزه‌ هنرى استان تهران برگزار شد، رضا سيدحسينى در سخنانى عنوان کرد: مکتب‌هاى ادبى بيش‌ترين تأثير را از فن شعر ارسطو گرفته‌اند؛ به‌طورى‌که تا همين اواخر، تقليد و پيروى از آن در فرانسه و جاهاى ديگر ادامه داشت و نزد تئوريسين‌هاى امروزى نقد، باز هم بحث ارسطو مطرح است. سيدحسينى افزود: يگانه کتابى که در اين ميان مسلمانان نفهميدند و اسمش را هم نمى‌دانستند، همين “فن شعر” بود که حتا ايرانيان و عرب‌ها و حتا ابن ‌رشد که اروپايى هم بود، باز نفهميد. او با اشاره به ترجمه‌ى فتح‌الله مجتبايى و عبدالحسين زرين‌کوب از فن شعر و مقايسه‌ اين دو ترجمه گفت: ترجمه‌ مجتبايى از بوطيقا ترجمه‌ ساده‌ترى است؛ اما ترجمه‌ى زرين‌کوب زبانش غليظ است و من به صحت کار مجتبايى بيش‌تر اعتماد دارم، تا زرين‌کوب؛ چون او محقق بود؛ اما وقتى بحث زبان فرنگى پيش مى‌آمد، زياد دقيق نبود. ولى مجتبايى انگليسى و عربى را خوب مى‌داند. اين مترجم پيشکسوت سپس متذکر شد: من دلم مى‌خواهد به جوان‌ها بگويم چرا کتاب نمى‌خوانند؟ اين اينترنت بيچاره‌تان کرده، که دردى هم از ما دوا نمى‌کند. روزنامه‌ها هم مقاله‌ها را از اينترنت درمى‌آورند. البته از اينترنت هم مى‌توان کتاب خواند؛ اما اين کار را هم که نمى‌کنيد! کارتان شده از چت کردن ساده تا حرف‌هاى وبلاگي. من 80ساله‌ام و مرتب دارم کتاب مى‌خوانم. کتاب‌هايى را که جايزه مى‌برند، مرتبا مى‌خوانم؛ اما واقعا کتاب‌نخوانى زياد شده و مگر مى‌شود اين‌طور زندگى کرد. خودتان اگر کتاب بخوانيد، همه‌ مسائل حل مى‌شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 9:22 قبل از ظهر  توسط دومینو  |