تبليغاتX
نشریه ادبی Domino

نشریه ادبی Domino

(شعر - داستان - مقاله )

 

این مجمع با 104 رای مثبت در مقابل 54 رای منفی و 29 رای ممتنع این قطعنامه را تصویب کرد. هرچند قطعنامه الزامی نیست اما دیدگاه اکثر اعضای سازمان ملل را منعکس می کند.
خبرنگار ما می گوید هم اکنون اکثریت کشورهای جهان اعدام را از مجازات ها حذف کرده اند.


23:27 گرينويچ - سه شنبه 18 دسامبر 2007 - 27 آذر 1386

             سازمان ملل خواستار تعلیق مجازات اعدام

مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه ای را تصویب کرده که خواستار تعلیق موقتی مجازات اعدام در کشورهای جهان می شود و هدف نهایی آن کنار گذاشته شدن اعدام برای همیشه است.

این مجمع با 104 رای مثبت در مقابل 54 رای منفی و 29 رای ممتنع این قطعنامه را تصویب کرد. هرچند قطعنامه الزامی نیست اما دیدگاه اکثر اعضای سازمان ملل را منعکس می کند.

آمریکا در حرکتی که انتظار آن می رفت در کنار کشورهایی چون ایران و چین با این قطعنامه مخالفت کرد.

این سند از کشورهایی که حکم اعدام در آنها اجرا می شود، می خواهد به استانداردهای بین المللی احترام گذاشته و مجازات مرگ را متوقف کنند.

هیات امور انساندوستانه سازمان ملل ماه گذشته به این قطعنامه رای داده بود.

مجادله داغ

بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل، از تصویب آن به عنوان گامی جسورانه توسط جامعه بین المللی ستایش کرد.

اما وانو گوپالا منون، سفیر سنگاپور در سازمان ملل، به نمایندگی از سوی کشورهایی که می گویند مجازات اعدام نه یک مساله حقوق بشری بلکه مربوط به امور قضایی است سخن گفت.

وی گفت: "این قطعنامه تاثیری در سیاست رسمی سنگاپور نخواهد داشت. ما سیاست هایی را که برای ما خوب است و منافع مردم ما را به بهترین شکل تامین می کند، دنبال خواهیم کرد."

لورا تِرِوِلیان خبرنگار بی بی سی در سازمان ملل می گوید این رای گیری در پی یک مجادله داغ در کمیته حقوق بشر سازمان ملل انجام شد که طی آن سنگاپور کشورهای حامی تعلیق اعدام را به تلاش برای تحمیل ارزش های خود برای باقی جهان متهم کرد.

اما کلود هِلِر، سفیر مکزیک در سازمان ملل، استدلال کرد که این قطعنامه تلاشی برای تحمیل یک مجموعه از دیدگاه ها بر سایرین نیست.

وی گفت: "هدف ما تشویق و تقویت روند فزاینده به سوی حذف مجازات مرگ است."

خبرنگار ما می گوید هم اکنون اکثریت کشورهای جهان اعدام را از مجازات ها حذف کرده اند.

تنها 51 کشور حق اعدام را برای خود محفوظ می دانند درحالی که تا سه سال قبل 60 کشور مجازات مرگ داشتند.


 منبع: BBC

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 6:36 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

 

‌لودويگ وان بتهوون، موسيقدان مشهور آلمان، 237 سال پيش، در تاريخ 16دسامبر سال 1770 ديده به جهان گشود. به گزارش فارس، بتهوون 16 دسامبر 1770 در شهر بن آلمان متولد شد. پدرش يوهان وان بتهوون، اهل هلند (فلاندر آن زمان) بود و مادرش ماگدالنا کوِريچ وان بتهوون، اسلاو بود. بتهوون، يکى از موسيقيدانان برجسته آلمانى بود که بيشتر زندگى خود را در وين سپرى کرد. وى يکى از بزرگ‌ترين و تأثير گذارترين شخصيت‌هاى موسيقى در دوران کلاسيک و آغاز دوره رومانتيک بود، که از جمله آثار شناخته شده وى مى‌توان از سنفونى نهم، سنفونى پنجم، سنفونى سوم، سونات پيانو پاتتيک، مهتاب و هامرکلاوير، اپراى فيدليو و ميسا سولمنيس نام برد. اولين معلم موسيقى بتهوون پدرش بود. پدرش يوهان يکى از موسيقيدانان دربار بن بود. او مردى الکلى بود که سعى مى‌کرد بتهوون را به‌زور کتک، به عنوان کودکى اعجوبه همانند موتزارت به نمايش بگذارد. هر چند استعداد بتهوون بزودى بر همه آشکار شد. بعد از آن بتهوون تحت آموزش کريستين گوت‌لوب نيفه قرار گرفت. همچنين بتهوون تحت حمايت مالى شاهزاده الکتور (همان دربارى که پدرش در آن کار مى‌کرد) قرار گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 4:15 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

ديروز سالروز تولد پل الوار شاعر فرانسوى و يکى از رهروان و پيشگامان جنبش سوررئاليست بود. پل الوار در 14 دسامبر 1895 در سنت دنيس در حوالى پاريس به دنيا آمد. او در سن 16 سالگى به دليل بيمارى سل مجبور شد که تحصيل را رها نمايد.در سال 1917 او با گالا ازدواج کرد و صاحب دخترى به نام سسيل شد. در اين دوران الوار نخستين اشعارش را سرود. در سال 1918 جين پول‌هان استعداد او را کشف کرد و او را به آندره برتون و لوئيس آراگون معرفى نمود و اين گونه بود که او هم به زمره افراد راه‌اندازنده‌ى جنبش سورئاليست پيوست. او در سال 1934 پس از جدايى از همسر اولش با زنى با نام ناش که خود بازيگر بود ازدواج کرد اما در سال 1946 وى نيز فوت کرد و پل سوگ او را در شعر زمان لبريز شده سرود. ‌در سال 1942 و در بحبوحه‌ جنگ جهانى دوم او به جنبش مقاومت فرانسه پيوست و شعر آزادى و همچنين هفت شعر عاشقانه در جنگ را هم در اين زمان سرود. او در سال 1948 به يک مجمع حامى صلح پيوست و توانست که پابلو پيکاسو را هم براى حضور در اين انجمن قانع کند. پول‌الوار در سال 1949 در کنگره صلح با همسر آخرش دومينيک لوور آشنا شد و در سال 1951 با او ازدواج کرد و مجموعه شعر ققنوسرا به او تقديم کرد. پل الوار به دليل حمله قلبى در 18 نوامبر 1952 در گذشت و مراسم کفن‌‌ودفنش درکارنتون ل پونت برگزار شد. ‌
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

”چون مرگ را در آغوش نتوانستم گرفت، او مهربانانه خود به پيشوازم آمد.” “اميلى ديکنسون” - شاعر نام‌دار آمريکايى و يکى از تأثيرگذارترين شاعران قرن 19 جهان 177 - سال پيش در دهم دسامبر 1830 در ماساچوست آمريکا چشم به جهان گشود. اطلاعات کمى درباره‌ زندگى شخصى و روابط اجتماعى ديکنسون در دست است و اگرچه در زمان حيات تنها کم‌تر از 10 شعر از يک‌هزار و 800 قطعه شعر او به‌چاپ رسيد، اما از تأثيرگذارترين شاعران قرن نوزدهم محسوب مى‌شود. او در خانواده‌اى مرفه متولد شد و با وجود تحصيلات عاليه، فردى گوشه‌گير بود. “اميلي” شاعر پرکارى بود، اما تنها اجازه‌ چاپ چند شعر خود را داد. اولين مجموعه‌ شعرش، چهار سال پس از مرگش منتشر شد و تا سال 1955 که “شعرهاى اميلى ديکنسون” توسط “توماس جانسون” منتشر شد، مجموعه‌ کاملى از شعرهاى او به‌چاپ نرسيده بود. منتقدان ادبى معاصر، “ديکنسون” را از لحاظ جايگاهش در شعر آمريکا، هم‌رديف “روبرت فراست” و “والت ويتمن” مى‌دانند. اولين جرقه‌هاى سرودن شعر در ديکنسون پس از خواندن اولين مجموعه‌ شعر “رالف والدو امرسون” به‌وجود آمد. ‌‌”اميلى ديکنسون” روز پانزدهم مى 1886 به‌علت ابتلا به عفونت کليه درگذشت. پس از مرگ، خانواده‌اش 40 کتاب دست‌نوشته شامل بيش از يک‌هزار و 700 شعر او را پيدا کردند.‌

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 3:24 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

مروز 17 آذر ماه داريوش مهرجويى کارگردان گاو، هامون، ليلا، سارا، پري، مهمان مامان، بمانى و سنتورى 68 ساله مى‌شود. به گزارش (ايسنا، مهرجويى چند سال قبل در جمع دانشجويان مى‌گفت: براى فيلم ساختن، يعنى حرفه‌اى که مدام با آن درگيرى دارم و با آن کار و زندگى مى‌کنم، بايد جوهره‌ى زندگى و زنده بودن را در خودم حفظ کنم، اما متاسفانه فضاى فرهنگى ما چندان فضاى انرژى‌زا نيست و بيشتر از آنکه ما را پُر کند ما را بيشتر خالى مى‌کند. بنابراين راههايى براى شارژ دوباره بايد وجود داشته باشد که شيوه‌ من خواندن کتابهاى فلسفي، روانشناس و رمان است و اينگونه سعى مى‌کنم در فضاى فيلم‌سازى دوام بياورم و کارم تداوم داشته باشد. اين کارگردان متولد 1318 است. او فارغ‌التحصيل رشته‌ فلسفه از دانشگاه کاليفرنيا و فعاليت در سينما را با کارگردانى فيلم الماس 33 آغاز کرد. داريوش مهرجويى الماس 33 (1364)، گاو (1348)، آقاى هالو (1349)،پستچي(1350)، دايره مينا (1353)، مدرسه‌اى که مى‌رفتيم (1359)، اجاره‌نشين‌ها (1365)، هامون (1368)، بانو (1370)،‌سارا(1371)، پرى (1373)، ليلا (1375)، درخت گلابى (1376)، ميکس (1378)، دختر دايى گمشده (1378)، بمانى (1380)، مهمان مامان (1382) را تاکنون ساخته است. داريوش مهرجويى براى گاو جايزه‌ى مجمع منتقدان فيلم را از سوى دومين جشنواره ونيز ايتاليا گرفت. همچنين گاو بهترين فيلم تاريخ سينماى ايران را در راى‌گيرى منتقدان در سال 1351 شده است.

 
مهرجويى از جشنواره‌ فيلم فجر نيز سيمرغ‌هاى بلورين بهترين فيلمنامه و کارگردانى را براى هامون،‌ سارا و پرى تاکنون در کنار جوايز بين‌المللى‌اش گرفته است. او سال گذشته سنتورى را ساخت که در مرداد ماه اکران آن به تعويق افتاد و همچنان گويا منتظر اکران اين فيلم است. مهرجويى همچنين در پاسخ به سوالى درباره‌ى ملموس‌تر شدن نگاهش در فيلم‌سازى به مسائل اجتماعى در نشست خبرى اين فيلم در جشنواره مى‌گفت: فيلم‌هاى من هميشه با مسايل واقعى و سرنوشت بشر همراه بوده است. من فکر مى‌کنم در همه‌ فيلم‌ها روحيه‌ اجتماعى مطرح بوده است. ‌
 
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 3:33 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

 

خوشم،حامله

يك از راه / دو

از قدم برويم

با هم برويم

                از هم مي روي

نه من دور مي زنم

باد مي آيد

نه               باران

هوايم گرفته

 

 

مقيم ضمير زمين

آفازي

دوش / عنوان اين زلزله

خاكش ريخت

سيگارم هنوز روشن است

 

 

افتاد            نه افتاد

مي ترسم

                          تو

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 6:20 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

 
سينما به دليل تلفيق هنرهاى مختلف از جايگاه ويژه‌اى در عرصه فرهنگى کشورها برخوردارست و هنرمندان متبحر در زمينه بازيگرى و فيلسمازى در اين ميان نقش ممتازى دارند و “ووى آلن” بازيگر- کارگردان سينما در اين دسته جاى دارد. آلن با مضامين اجتماعى و در قالب شخصيت‌هاى ساده و يا بعضا لوده در فيلم‌هاى به ظاهر کمدى اما تلخ در حوزه بازيگرى شناخته شد. اين بازيگر- کارگردان علاوه بر بازيگرى در حرفه فيلسمازى نيز همچون ديگر هم نسلان خود همچون “کلينت ايست وود” موفق ظاهر شد. آلن، دهم آذر ماه(اول دسامبر) سال ميلادى در محله بروکلين نيويورک متولد شد. وى در طول مدت کار هنرى‌اش تاکنون سه جايزه اسکار دربخش‌هاى کارگردانى ، نويسندگى و بازيگرى دريافت کرده ودر حوزه نمايشنامه‌نويسى نيز داراى تجربيات ارزنده است. آلن که در آستانه سالگى است، از همان کودکى و زمان تحصيل در مدرسه با تردستى و اجراهاى کميک زمينه سرگرمى همکلاسى هايش را فراهم مى‌کرد. اين کارگردان، در سن شانزده سالگى نوشتن را براى افرادى همچون “سيد سزار” آغاز کرد و پس از پايان دوره متوسطه در رشته ارتباطات و فيلم، در دانشگاه نيويورک مشغول به تحصيل شد، اما چند ترم بعد به دليل تنبلى و عدم تعهد نسبت به قوانين دانشگاه، از دانشگاه اخراج شد و بعدها طى دوره کوتاهى نيز در کالج سيتى نيويورک تحصيل کرد. او پس از ناکامى در تحصيلات دانشگاهي، در ازاى هفته‌اى دلار بطور تمام وقت به عنوان نويسنده “هرب شراينر”، مجرى تلويزيونى استخدام شد. آلن در سن نوزده سالگى نوشتن فيلمنامه را شروع کرد، او در ازاى هفته‌اى هزار و دلار استخدام سيد سزار، کمدين شد. وى در سال به‌عنوان يک کمدين،بازى در برخى برنامه‌هاى تلويزيونى را آغاز کرد و در سال با بازى در فيلم “دوباره سعى کن سام” به شهرت رسيد. آلن، نخستين اثر مهم و مطرح خود “پول رو بردار و بدو” در سال ساخت. پوينت مچ ،آنى‌هال، موزها، منهتن و زليگ از آثار قابل اعتناى اين فيلمساز است. او در سال براى فيلم “آنى‌هال” براى نخستين بار دو جايزه اسکار بهترين کارگردانى و بهترين فيلمنامه غيراقتباسى را دريافت کرد و بعدها نيز براى فيلم “هانا و خواهرش” جايزه اسکار بخش بهترين فيلمنامه اقتباسى را دريافت کرد. آلن تاکنون بار نامزد آکادمى اسکار شده و سه مجمسه طلايى اسکار را به خانه برده است.‌

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 4:8 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

 

مطهره محمودی

 

برای شایسته پلاشی و بلبل های رگ هایش

 

 

                                           دست های چسبنده

 

تمام شب به حرکت دست ها و پاهایشان روی دیوار سیمانی اتاق چشم دوختم، سینه هایم را چنگ زدم و اشک ریختم. رگ های گردنم مثل نان بیات شده بودند قسم می خورم اگر این جا بود باز می گفت:

-         من موندم تو چرا وقتی می ترسی همه چی رو دشمن فرض می کنی؟

 تا صبح پیرزن خرناس کشید و من فقط سینه هایم را توی دست هایم نگه داشته بودم؛ می ترسیدم خواب حلیمه برای من تعبیر شود و وقتی خوابم برد با آن دستهای کوچولو بیایند سراغم.

*

صبح همین که بیدار شدم اول به دیوار نگاه کردم هنوز همان طور به سطح سیمانی چسبیده بودند. چشمم در نگاه خیره و دور پیرزن خشک شد شال جنوبی سیاهی با حالت عجیبی کاسه بیضی سرش را دور زده بود. به قلیانش پک های عمیقی می زد و در همان حال به یک نقطه خیره بود؛ به من.دیروز وقتی از راه رسیدم نتوانستم حتی یک کلمه از زبان عربی اش را بفهمم امروز هم دلیلی نمی دید چیزی بگوید لحافم را جمع کردم برق سفیدی پشت پرده چرک توری تیررس نگاهم را خشک کرد قسم می خورم که کفش های عروسی حلیمه بود. پرده از روی کفش ها به این ور و آن ور تاب می خورد وقتی دید به کجا خیره شدم یقین پیدا کرد که دنبال چه کسی آمده ام چیزی گفت که شبیه نهیب بود قلیانش را توی پنجره گذاشت و کفش ها را با پایش به کناری هل داد دلم می خواست از قلیانش بکشم ولی اگر حلیمه بود می گفت :

- تنباکوی جنوبی های خیلی تنده به مزاجت نمی سازه

لنگه های کفش دیگر جفت نبودند سوزشی از  گلویم جوشید به دماغم و چشمانم ریخت مجبور بودم برگردم چه کار می توانستم بکنم جز اینکه کاسه بیضی سر یک پیرزن را رصد کنم.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

 

برخورد یك شعر عارفانه با قطار تهران ـ مشهد

                عباس حبیبی بدر آبادی

 

06-11-2007

 

 

گوش سر از صدای قطار می پیچید

گوش جان از صدای توپر بود

تو صدای سومم بودی كه به تو مبعوث می شدم

گوش یاد اما

تا تو نمیرسید.

فعلتن فعلتن فعلتن فع

لن

فع لن فع لن فع لن فع لن فع لن فعلن

فع لن فع لن

این یه شعر قطاریه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 4:18 بعد از ظهر  توسط دومینو  |