تبليغاتX
نشریه ادبی Domino

نشریه ادبی Domino

(شعر - داستان - مقاله )

 

دو داستانک ( مینی مال) از محمد حمزه ای

یک)

                                                 اﺴﭘرمها
 
 
دانشمند ﭙشت تریبون رفت لوله آزمایشگاهی را از جیب بغل کوتش بیرون آورد رو به جمعیت نشسته در سالن اجتماعات کرد ودر حالی که به محتویات لوله اشاره میکرد گفت:
-این اﺴﭘرمها که میبینید هیچگاه آدم نمیشوند
صدای قهقه دانشمند با انعکاس خاصی در سالن ﭘیچید  تمام سالن را ﭘچ ﭘچ فرا گرفت دانشمند  آرام لوله را در جیب بغل کوتش گذاشت و از  ﭘشت تریبون ﭘایین آمد ﭘچ ﭘچ جمعیت همچنان در سالن طنین انداز بود و دانشمند همچنان میخندید.
 
 
 
دو)
 
                                                        بادبادکها
 
ﭙیرمرد هرروزکنار ﭙنجره می ایستاد و در حالی که با دقت به بیرون ﭙنجره نگاه میکرد میگفت که بچه ها هر روز به خاطرش بادبادک هوا میکنندو بچه ها میدانند که او عاشق بادبادک است و برای همین است که هر روز در زمین خاکی روبروی آسایشگاه  بادبادک به هوا میفرستند ولی دکتر جوانی که  هرچند وقت یک بار برای معاینه  او می آمد در حالی که به چشمان ﭙیرمرد خیره میشد  میگفت :چی شدﭙیرمرد بالاخره  کسی آمد ملاقاتت.
 
   
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

این بود که گذشت

 

توضیح : عکسها بدلیل مشکلات قرار گرفتن در وبلاگ  بزودی زود منتشر می شود/!

در مورخ ۲۵ اسفند سال ۱۳۸۶ به یاری و مساعدت کانون نویسندگان کودک و نوجوان و با استقبال جمعی از مخاطبین خاص ادبیات فارسی و بذل عنایت سرکار خانم رزا جمالی شاعره ی معاصر که به دعوت نشریه الکترونیکی domino پاسخ گفتند . جلسه ای دوستانه تشکیل شد که  مدیریت آن را  خانم الهام ملک پور و آقای امیر قاضی پور بر عهده گرفتند .  بدوا جهت  رسمیت بخشیدن به برنامه  نقد جناب  آقای هادی محیط چاپ شده در  در هفته نامه هنگام  قراءت شد .

 

پس از خوانش زیبای خانم رزا جمالی از اشعار کتاب                                          جلسه با شنود نقدهای عزیزانی چون آقایان مجید یگانه و فرهاد حیدری گوران و امیر قاضی پور فرهاد اکبر زاده ( امیدواریم با همکاری ایشان متن نقدها قابل ارائه در همین نشریه باشد ).و شعر خوانی دوستان من جمله مرتضا مرتضایی  و فرزانه مرادی و سهند آدم عارف و الهه شاملو و سمیرا یحیایی وعلی سطوتی قلعه و پویا عزیزی و امیر خالقی و سایرین که از ذکر نامشان به دلیل تطویل گزارش پرهیز کرده ایم     ادامه یافت .

 

با پیشنهاد خانم جمالی در خصوص گفت و شنود فی مابین و اصرار وی بر پاسخگویی به سوالات حاضرین از عرایض آقایان رضا حیرانی و رضا عامری و سام مقدم و امیر حسین عسگری و خانمها الهام حیدری و بیتا نقاشیان متمتع گشتیم .

 

در روزهای پایانی سال ۱۳۸۶ برگذاری چنین جلسه ای صرفا به قصد تعامل و معاشرت و تجدید دیدار دوستان بود و با  پذیرایی و عرضه ی محصولات فرهنگی به پایان رسید . 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 9:39 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

چه فرق می کند؟

 

توضیح ضروری!!!!!!!

این متن در شب شعرخوانی دومینو با حضور رزا جمالی خوانده شد روی شعر خانم جمالی شاعر.

لازم به ذکر است گزارش این جلسه در همین نشریه درج خواهد شد.

تا بعد که خواهد رسید البته

 

الهام ملک پور

 

چه فرق می کند؟

 

یک  ابر . باید نوشت . یک ابر . باید . قطار ساعت یک حرکت می کند . یک بلیط . و لندن خراش هایی دارد . زاویه هایی . با قطار ساعت یک . و یک بلیط . ولی این جا که تهران است . یک ابر هست با بارش مدام . و من سعی می کنم سعی می کنم قطره هایی را ببینم . بتوانم . باید بشود که بنویسد . ولی آهسته از گوشه ای ذرت هایی و پاهای گشاد .

 

وقتی روی قطره هایش دست می کشم . وقتی شعرهایی می آید می تواند بخواهد هر بلیط در ساعت یک بامداد . یک ساعت می تواند باشد . بانوی عصر ویکتوریا . پا در رکاب کابین شماره ی هر چه شماره می گیرد و ایستگاه آخر کلاه از سر بر می دارد .

شما که هنوز این جایید!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 7:29 بعد از ظهر  توسط دومینو  |