تبليغاتX
نشریه ادبی Domino

نشریه ادبی Domino

(شعر - داستان - مقاله )

چرا سرمایه گذاری اتفاق نمی افتد؟

 

 

 تیتر : چرا سرمایه گذاری اتفاق نمی افتد؟

امیر قاضی پور

 

بازار سرمایه در کنار بازده‌های خوبی که در طی سال‌های نسبتاً طولانی داشته است، متضمن ریسک نیز است.بنابر این آنچه تا کنون موجب تامل افراد در سرمایه گذاری شده است دو دلیل جامعه شناختی دارد:

1.      وجود ریسک در سرمایه گذاری:  ریسک به معنای ترس از رشد منفی سرمایه و یا رشد کمتر از تورم و در نهایت

 از دست دادن اصل سرمایه است که در کل تحت واژه بازده معرفی می شود.

2.      عدم آگاهی از فرایند سرمایه گذاری:

"بسیاری نقطه شروع را نمی شناسند پس هیچگاه شروع نمی کنند."تایبوت

ریسک و بازده:

حال که مفهوم هراس از سرمایه گذاری روشن شد. تلفیق دو واژه ریسک و بازده معنا پیدا می کند.                                

سرمایه گذاری فرایندی است که با قطرات بازده اندوخته می شود و با آتش ریسک به خطر می افتد. در مباحث علمی سرمایه گذاری، به تفصیل مباحثی در مورد عملکرد این زوج مرتب و رفتار آینه ای آنها نسبت به هم وجود دارد. سرمایه گذاری بی خطر، کم بازده ترین ولی سریعترین سرمایه گذاری است مانند سرمایه گذاری در بانک و یا خرید اوراق قرضه دولتی و بالعکس برای دستیابی به عایدی بیشتر باید هزینه احتیاطی آن را که همان ریسک سرمایه گذاری است ، در نظر گرفت. سرمایه گذاری که از جاصل سرمایه خود انتظار بیشتری دارد و به امید دریافت بازده بیشتر سرمایه گذاری می کند باید تحمل بیشتری در دریافت بازده مورد انتظار داته باشد، خطرپذیر تر (ریسک پذیر تر)از داوطلبی است که به میزان محدودی از عایدی سرمایه خود راضی است و تحمل خطر کردن ندارد و ریسک گریز است. و اما دسته سوم کسانی هستند که به دنبال تعادل می گردنند و تنها برای گریز ازتورم پا به عرصه سرمایه گذاری گذاشته اند و علاقه ای به افزایش دارایی نداشته و شرایط ثابت و بی خطر را ترجیح می دهند.

چرا برای دریافتی بالاتر باید بیشتر خطر کرد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 2:48 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

از امیر قاضی پور

 

چرتکه              و ازحروف الفبا                      چند حرکت باسمه ای

" در شکستن یک پا که دیگر نیست "

زانو ، چهار می شود

می افتد سنگی که بالای سنگ کنده ای

" ابرها بالای آسمان را پوشانده است "

منطقه  ۴ ، آزادی

 

دیگر فکر نمی کنی یک ساز در خدمت ساز دیگر است

آن      و آن

از یک سمت که فرار می کنی

دو دست       را می گذاری

وقتی هوا پاییز است

امیر قاضی پور

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط دومینو  |