بلندگو صدایش بلند است
یاداشتی بر کتاب «زن، تاریکی ، کلمات»
شعرهای حافظ موسوی
انتشارات آهنگ دیگر
چاپ اول: ۱۳۸۵
باز نمایی بی امان " معنا " با رمزگان محتوا در فضا / فضایی که هر محتوایی را در خود مضمحل نمی کند و واکنش نشان می دهد. آنچه معنای خود را از دست داده، به معنای نمایشی از فروکاست معناها مبدل می شود.
با فرضیه بالا، کتاب«زن، تاریکی ، کلمات» ازخود واکنش نشان می دهد. تمام توان خود را برای نشان دادن سناریوهای مقبول، صرف می کند و درجایی که سناریوهای نوشته شده مقبول نیست - با تصادفی ازهم گسیخته ازرساناهای مختلف، محیطی را شاهدیم که شاعر در فضایی ورای آن حرکت نمی کند.
شست و شوی مغزی که سطرهای کتاب دارد - بی شمار نمونه بی حرمتی هایی ست که در اجتماع و جهان رخ می دهد. اما شاعر چه می کند. تنها دغدغه ی شاعر،لایه های بسیار سطحی پیرامون ماست. برج های دوقلویی که ازلاله و لادن و بن لادن و غیره تغذیه می شود. تغذیه ای کاذب، که فقط اوضاع سطرها را می خواهد عوض کند. اما فرضیه عکس: " فضایی ورای معناهای موجود، در کار دیده نمی شود. "
«زن، تاریکی ، کلمات»بیش از آن که در آشفتگی، هول و در فضایی ورای معناهای موجود باشد - از بازی دستمالی شده با نشانه های بسیار معمولی استفاده می کند. نشانگانی کلیشه ای که تمام توان خود را بکار نمی گیرد...
نمونه هایی که از این سطرها می شود آورد بسیار است: کتاب در جذبه ی محتوا و نشانه ها، اغلب بت سازی می کند. انگارمعنا دم دستی ترین چیز موجود است. همه چیر به گفتمان های روشن و شفاف!عودت داده می شود. حال اگر زنده نام محمد مختاری باشد یا گلشیری فقید - واکنشی دارد که نشانه های کاملن نمایشی اش را داد بزند.
" حافظ موسوی" نیرو بخشی به سطرها و شعرهایش را با " کاریکلماتورها " و " تئاتری تماشایی و روحوضی " به نمایش در می آورد. وارونگی که او می خواهد، خیلی روست. اکثر سطرها به جای خاموش بودن، چلچراغ های بزرگی روشن کرده اند و می خواهند فریاد بزنند. به ویژه قشرسطحی و بزرگی که تمام سطرها را در بر می گیرد.
حافظ موسوی می خواهد پیام دهد به توده ها. به ارتقای سطح فکری توده ها(!) ...
(( گاهی فرشته ها هم عکس می گیرند
از سوژه های خیلی معمولی ))
«امیر قاضی پور»
