شمس لنگرودى معتقد است شعر ايران در سالهاى اخير بيشتر به سمت شعريت رفته و قابل فهمتر شده است اما در عين حال مردم ايران هيچ انگيزه اى براى کتاب خواندن ندارند يا کمتر انگيزه اى در اين زمينه دارند. نام “محمد شمس لنگرودي” علاوه بر آنکه شعرهاى بسيارى را در ذهن مخاطبان جدى شعر امروز تداعى مى کند، يادآور ده سالى است که او وقف تأليف و گردآورى مجموعه چهار جلدى “تاريخ تحليلى شعر نو” کرده است. لنگرودى به عنوان شاعر و محقق حرفه اى ادبيات معتقد است که شعر ايران در سالهاى اخير به سمت شعريت بيشتر رفته و به همان نسبت قابل فهم تر و منسجم تر شده است.به گفته او که همراه با حافظ موسوي، شاعر معاصر مسئوليت انتشارات آهنگ ديگر را نيز برعهده دارد، مردم ايران هيچ انگيزه اى براى کتاب خواندن ندارند يا کمتر انگيزه اى در اين زمينه دارند.ما نيز براى بررسى وضعيت شعر ايران در سال - 1385 چه از نظر کيفى (شعريت) و چه از نظر کمى (نشر کتاب شعر) - با او به گفتگو نشسته ايم.
آقاى لنگرودي، به عنوان يک شاعر و در عين حال، پديدآورنده مجموعه “تاريخ تحليلى شعر نو”، شعر ايران را در سالى که گذشت چگونه بررسى مى کنيد و به نظر شما مجموعه شعرهايى که در سال 1385 در ايران به چاپ رسيده اند، مى توانند جايگاهى را در تاريخ ادبيات معاصر ايران به خود اختصاص دهند؟
من اصولاً با اين تقسيم بندى هاى سالانه زياد موافق نيستم. اين طور نيست که هر سال عيد پرونده هايى بسته شود. هر جريانى يک پروسه اى را طى مى کند. شعر سال 1385 ايران نيز در واقع ادامه شعر ايران در سالهاى 1384 و 1383 است و اين مجموعه بازتاب دهنده وضعيت اقتصادي، اجتماعى جامعه است و جدا از آن نيست. با اين توصيفات، در مجموع شعر ايران در سالهاى اخير حالت تحولى را به سمت شعريت بيشتر طى کرده، قابل فهم تر شده و انسجام بيشترى پيدا کرده است.
منظورتان اين است که شعر ايران مفهوم گراتر شده است؟
فروغ فرخزاد مى گويد براى اولين بار وقتى که شعر نيما را خوانده، احساس کرده پشت آن آدمى ايستاده است. من هم وقتى مى گويم شعر ايران به سمت شعريت بيشتر رفته، يعنى پشتش آدمي، تحولي، تعمقي، تفکرى و يک زيبايى شناسى نهفته است. در سالهاى اخير، شعر حرکتى رو به جلو داشته است. در اين زمينه مى توانم به مجموعه شعر “يک بسته سيگار در تبعيد” که اخيراً به عنوان برگزيده جايزه شعر خبرنگاران شناخته شد، اشاره کنم. غلامرضا بروسان در اين مجموعه با پارامترهاى جهانى به شعر نگاه کرده است. اين نشان مى دهد که مردم ايران و از جمله شاعران دارند خودشان را پيدا مى کنند.
اين که در سال 1385 مميزى در حوزه شعر بيشتر از سالهاى قبل اعمال شد، بر روند شعر معاصر ايران چه تأثيرى گذاشت؟
به نظر من مميزى شعر هم مثل بقيه چيزهاى مملکت ما حساب و کتاب خاصى ندارد. در ايران در هيچ زمينه اى در مباحث اقتصادى تفاهمى وجود ندارد، در اداره مميزى هم داستان از همين قرار است.
يعنى ضابطه و توافقى وجود ندارد و ذوقى است و حساب و کتاب خاصى ندارد. به طور مثال، کتاب مصاحبه هاى من در سال 1385 بدون يک کلمه حذف از وزارت ارشاد بيرون آمد اما گفتند که عکس من نبايد روى جلد آن چاپ شود! دليلى هم که آوردند اين بود که عکس آدم زنده نبايد روى جلد کتاب چاپ شود! اين خودش طنز است. مثال ديگر اين که در کتابى اجازه چاپ يک شعر من را ندادند و در کتاب ديگرى همان شعر چاپ شد! خلاصه حرف من اين است که سخت گيرى ها در زمينه مميزى کتاب در سال 1385 بسيار بيشتر شده اما سيستماتيک نبوده است.