روی شعر سفر یک سال کوچک تر شد ....
امیر قاضی پور و شعری که خراش می دهد / واژه ها روی هم تاب می خورند / واژه ها سرشان را به معنا می کوبند / هی! یکی پیدایش شود / یکی این سر را به جای خودش برگرداند / واژه ها برای خودشان هشدارند / این همه به این معنی نیست که من این کار را در لیست بهترین های امیر قرار داده ام / ولی این معنی را می تواند داشته باشد که من را به راستی آزار داده است / کلمه ها / کلمه ها / وقتی سر خود را می خواهند در بیاورند / مثل در آوردن لباس / هوا گرم است / هوا برای بهار بودن / این سال ها که مدام کم می آورند / می آیند / می آیند وقتی شاعرانگی به در می کوبد دیوار فرو می ریزد / این امیر است که واژه هایش را رها کرده است / به آن ها ابتکار عمل داده است / و هراس را / بی پروایی خراش می دهد / و این خوب است / از ویترین کلمه های گزینش شده چیزی به جا نمانده است / از این نقطه نظر این کار نقطه ای می تواند باشد برای فاصله گذاری / امیر از محافظت سوژه هایش دست برمی دارد / او از عروسک های خام دستانه فاصله می گیرد / و این فاصله گذاری من را در برخورد نخست با شعر، به خود جلب کرد / تغییر رویکرد واژگانی نشانی از بازاندیشی نسبت به سویه های اندیشگانی شاعرانگی دارد / کلمه ها روی هم تخریب می شوند / کلمه ها با تمام سادگی خود ما را فریب می دهند / به من بگو کی هستم؟ / ولی این واژه ها کدام سربازها هستند؟ / کدام شان که آمادگی جنون آسا و هیستریک خود را و شاعر خود را برای تامین حس مالکیت فریاد می زنند / "درون اتاق نشوید" / "به وسوسه ای" /
< الهام ملک پور >