تبليغاتX
نشریه ادبی Domino - شاعر عاشقانه هاى ميهني

نشریه ادبی Domino

(شعر - داستان - مقاله )

 

پابلو نرودا شاعر عاشقانه هاى ميهني

 

پنج شنبه ۲۱تير ۱۳۸۶

سالروز تولد پابلو نرودا شاعر شيليايى است. او در سال 1922 نخستين مجموعه شعرش را منتشر کرد و يک سال بعد با “بيست شعر عاشقانه و يک ترانه نوميد” به شهرت رسيد. نرودا در سال 1971 نوبل ادبيات را از آن خود کرد. گوشه هايى از شعر و زندگينامه او در پى مى آيد.‌پابلو نرودا در سال 1904 در شيلى متولد شد. نام اصلى او‌ “ ‌ريکاردو ريس باسوالتو “ است. نرودا در پر آشوب ترين و ملتهب ترين روزگار شيلى مى‌ ‌زيست. ظلم و جور و خفقان او را روانه مبارزه و سياست کرد و بذر مبارزه را در شعر او‌ ‌نيز کاشت.‌‌نرودا در 1945 به مجلس سناى شيلى راه يافت. در 1947 به علت سخنرانى اعتراض آميز‌‌ ‌نسبت به رييس جمهور وقت شيلى - بيده لا - شيلى را مخفيانه ترک کرد و راهى اروپا شد.‌ ‌فعاليت هاى سياسى او دامنه وسيعى داشت. از نمايندگى سنا تا سمت هاى متعدد کنسولى در‌ ‌کشورهاى گوناگون و نيز کانديداتورى اش براى رياست جمهورى در سال1969 و کناره گيرى‌‌ ‌اش از انتخابات به نفع آلنده.‌‌او شاعرى ميهن سرا و دردمند بود که با اشعار اجتماعى و انتقادى خود ذهنيت انسان‌ ‌گرفتار سياست و بلواهاى سياسى را به تصويرمى کشيد.‌‌کامبيز توانا درباره اين شاعر نوشته است: نرودا به طور مشخص در روياهاى خود‌ ‌زندگى مى کرد. اين معلم مدرسه بود که خلاقيت شعر را در او يافت و در زمان نوجوانى‌ ‌اشعار او در نشريات محلى چاپ مى شد. او نام “نرودا” را برگزيد تا خانواده اش از کار‌ ‌شعر و شاعرى او مطلع نشوند چرا که معتقد بودند کار ادبيات عاقبت ندارد و مدام به او‌ ‌تذکر مى دادند که از فکر ادبيات بيرون بيايد. در 16 سالگى به مرکز تربيت معلم در‌‌ ‌سانتياگو، پايتخت شيلى رفت و با ديگر اديبان و شعرا و روشنفکران شيلى‌ ‌آشنا شد. نام‌ ‌نرودا زمانى مطرح شد که او در سال توانست جايزه فستيوال ادبى سال را به خود‌‌ ‌اختصاص دهد.‌ ‌مجموعه شعر بعدى او نيز موفق بود اما او مجبور شد برخى از اثاثيه خانه خود را‌ ‌براى پرداخت اقساط چاپ کتاب خود بپردازد. مجموعه کارهاى بعدى او نشان دادکه چقدر‌ ‌تحت تاثير شاعر بزرگ آمريکا “والت ويتمن” است اما با کارهاى بعدي، او دريافت که‌ ‌زبان خود را يافته است. “ عاشقانه” که منتشر شد، زبان منحصر به فرد او را‌‌ ‌در خود داشت.‌‌در زمان حضور در “رانگون”، نرودا که کمى انگليسى‌ ‌ياد گرفته بود، کمى بيشتر با دنياى ادبيات ارتباط برقرار کرد. نرودا با “ماروسا ووگلزانگ” ازدواج کرد. فرزند دختر آنها نتوانست دوران نوزادى را‌ ‌بگذراند و درگذشت و در آن دو در يک سفر دريايى به شيلى بازگشتند. در سال ‌‌ “‌ساکنان زمين” منتشر شد که به عنوان شاهکار ادبى آمريکاى لاتين شناخته شده و به چند‌ ‌زبان ترجمه شد. پس از ، نرودا به عنوان ديپلمات عازم “بوئنوس آيرس” شد و پس از‌ ‌آن با همين پست به تايلند، کامبوج و در سال به اسپانيا رفت. او که با سرطان‌ ‌پروستات دست به گريبان بود، در سپتامبر نتوانست عمل جراحى قلب خود را به‌ ‌سلامت بگذراند و پس از جراحى در بيمارستان سانتياگو درگذشت. در ادامه بخشى از اشعار‌ ‌او برگردان احمد پورى از نظر مى گذرد:‌ ‌
پرچم‌ ‌
برخيز با من.‌‌
هيچ کس بيشتر از من
نمى خواهد سر به بالشى بگذارد
که پلک‌ ‌هاى تو در آن
درهاى دنيا را به روى من مى بندند.‌‌
آنجا من نيز مى خواهم‌
‌خونم را‌
‌در حلاوت تو
به دست خواب بسپارم.‌
‌اما‌ ‌برخيز
برخيز
برخيز با من
و بگذار با هم برويم
براى پيکار روياروي
در‌ ‌تارهاى عنکبوتى دشمن
بر ضد نظامى که گرسنگى را تقسيم مى کند
بر ضد نگون بختى‌ ‌سامان يافته.‌‌
برويم
و تو، ستاره من، در کنار من
سر بر آورده از گل و خاک‌ ‌من
تو بهار پنهان را خواهى يافت
و در ميان آتش
در کنار من
با چشمان‌ ‌وحشى خود
پرچم من را بر خواهى افروخت.‌‌

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 5:36 بعد از ظهر  توسط دومینو  |