تبليغاتX
نشریه ادبی Domino - باران

نشریه ادبی Domino

(شعر - داستان - مقاله )

 

باران

تقديم به فريبا كه بتازگي مي تازد

 

 

رفتم يك عمر در كفشها بمانم          خيس

مثل سيبي كه چاقو خورده ام

چقدر با شاخه تا چتر ببارد.

زندگي را سر و ته مي كنم

سر و ته مي كنم زندگي را

و دور چيزي خط كشيده ام

كه خط كشيده دور مرا

و دور مي زند           بي زمين

تنها                 با سايه ي بي چتر خيابان

كه پشت گوشي مي بارد.

 

رفتم يك عمر سر به سر ديوار بگذارم

و حقيقت را آويزان گوشي            كه برنمي دارد

اين بيماري

دوباره نويسي خاطره هاييست

كه خلوتم را با خودش تاخت مي زند.

از شعري كه باراني ست

كلمه مي چكد

و كسي كلمه را قطع مي كند

كه باراني ست.

 

مجيد يگانه

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 4:47 بعد از ظهر  توسط دومینو  |