انگشت برمی دارد
:کلاه !
/ از سربازش کنید!
با پاهایی که نشسته ایم/ بلند انگشت هم دراز می شود. موهای قشنگی که می کاری،اما سبز می شود
با پاهایی که هم نشین
، می خواست دراز شودتا بشکند.
دستی به آب، تا می توانی مهمان یکیست .
بین ما که می کاری
سرباز می زند دور سرم تاب می خورد"
چیزی نیست که ببینیم."
اگر شد جای دستم که می زنی
: دراز می شد گره می زنی " کوتاه نیامده باشید"
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم تیر 1384ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
