|
امروز، 26 سپتامبر مصادف با تولد 119سالگى “تي. اس. اليوت” شاعر و منتقدادبى قرن 20 و خالق مجموعه شعر”علفهاى هرز” است. به نقل از دانشنامه اينترنتى ويکىپديا، “توماس استرنز اليوت” در 26 سپتامبر 1888 شاعر،نمايشنامهنويس و منتقد آمريکايى بود که برنده جايزه نوبل در رشته ادبيات شد. پدرش “هنرى ور اليوت” يک تاجر موفق بود و مادرش شارلوت “چامپ استرنز” شاعرى بود که در خدمات اجتماعى نيز فعاليت مىکرد. توماس آخرين فرزند از 6 فرزند پدر و مادرش بود. چهار خواهر او بين يازده و نوزده سال از او مسنتر بودند و تنها برادرش نيز هشت سال از او بزرگتر بود.
اليوت در سال 1914وقتى 25 سال داشت به بريتانيا مهاجرت کرد و به سال 1927در 39 سالگى به تابعيت آن کشور درآمد. اليوت از سال 1898 تا 1905در آکادمى “اسميت” که مدرسهاى پيش دانشگاهى براى دانشگاه واشنگتن بود درس خواند.
او در اين آکادمى زبانهاى لاتين، يوناني، فرانسوى و آلمانى را فرا گرفت. وقتى از آنجا فارغ التحصيل شد، مىتوانست تحصيلات خود را مستقيماً در دانشگاه هاروارد ادامه بدهد ولى پدر و مادرش او را براى يک سال آمادگى بيشتر به آکادمى ميلتون واقع در ميلتون، ماساچوست در نزديکى بوستون فرستادند.
او از سال 1906به مدت سه سال در دانشگاه هاروارد درس خواند و در سال 1909با درجه ليسانس از آنجا فارغالتحصيل گرديد و سال بعد دوره فوق ليسانس را در همان دانشگاه به پايان رساند.
اليوت درفاصله سالهاى 1910و 1911در پاريس زندگى کرد و همزمان با ادامه تحصيلات در دانشگاه سوربن به شهرهاى مختلف اروپا نيز سفر مىکرد. در سال 1911به دانشگاه هاروارد بازگشت تا دوره دکتراى فلسفه را در آنجا بگذراند. در سال 1914يک بورس تحصيلى در کالج مرتن در آکسفورد انگستان به او اهدا شد. وقتى جنگ جهانى اول آغاز شد اليوت ابتدا به لندن و سپس به آکسفورد رفت. اليوت وقتى 26 سال داشت با “ويويان هاي-وود” که 27ساله بود ازدواج کرد. وقتى اين زوج که به تازه گى ازدواج کرده بودند در آپارتمان “برتراند راسل” اقامت داشتند، برتراند به ويويان دلبستگى پيدا کرد و حتى نقل شده است که آن دو مخفيانه روابط عاشقانه نيز با هم برقرار کرده بودند، اما صحت اين شايعات هرگز مورد تاييد قرار نگرفتهاند. اليوت بعد از ترک “کالج مرتن” بهعنوان معلم مدرسه مشغول بهکار شد و سپس در بانک “لويد” لندن استخدام شد. در سال 1917بانک لويد را ترک کرد و مديريت مؤسسه انتشاراتى “فابر و گوير” را به عهده گرفت و تا آخر عمر در اين سمت باقى ماند. در سال 1927اليوت قدم بزرگى در زندگى اش برداشت. او بعد از آنکه در ژوئن آن سال تغيير مذهب داد، چند ماه بعد در ماه نوامبر به تابعيت آمريکايى خود نيز پايان داده و به تبعيت انگلستان در آمد. وقتى که مدتها بود در فکر جدا شدن از همسرش بود از طرف دانشگاه هاروارد به وى پيشنهاد شد در سال تحصيلى 1933 -1932با سمت استادى در آن دانشگاه مشغول به کار شود. او اين پيشنهاد را قبول کرد و ويويان را در انگلستان باقى گذاشت و خود به آمريکا رفت. وقتى در سال 1933به انگلستان بازگشت بطور رسمى از ويويان جدا گشت و ويويان چند سال بعد در 1947در يک بيمارستان روانى در شمال لندن چشم از جهان فرو بست. ازدواج دوم اليوت ازدواجى موفق ولى کوتاه بود. او با “اسمه والرى فلچير” که در شرکت فابر و فابر منشى خود او و 38 سال از وى جوانتر بود پيوند زناشوئى بست. اليوت که سالها بود بدليل آب و هواى لندن و سيگار کشيدنهاى مکرر خود از سلامتى کامل برخوردار نبود بالاخره در 4 ژانويه 1965بر اثر بيمارى درگذشت. جسد وى سوزانده شد و خاکستر آن بنا بر وصيت خود او به کليساى “سنت مايکل” در دهکدهاى که اجداد او از آنجا به آمريکا مهاجرت کرده بودن منتقل گرديد. على رغم قدر و مقامى که اليوت در شعر و شاعرى دارد، تعداد شعرهايى که او سروده است آن چنان زياد نيست. وى شعرهايش را ابتدا در نشريات ادبى و يا کتابها و جزوههاى کوچک که معمولاً فقط حاوى يک شعر بودند منتشر مىکرد. سپس آن شعرها را در مجموعههايى گرد مىآورد و به دست چاپ مى سپارد. اولين مجموعه شعرى که از او به چاپ رسيد “پرافراک و ديگر ملاحظات” نام داشت که در سال 1917منتشر گرديد. اليوت بيشر شعر معروفش ترانه “جي. آلفرد پرافراک”که در آن جي.آلفرد پرافراک مردى ميان سال است را وقتى که فقط 22سالش بود سروده است. “علفهاى هرز” از درخشانترين آثار اوست که در ايران ترجمه شده است. تي. اس . اليوت علاوه بر شاعري، در زمينه نقد نويسى مدرن نيز فعاليت داشت و يکى از بزرگترين نقد نويسان ادبى قرن بيستم به شمار مىآيد. مقالههايى که او مىنوشت در احياى علاقه و توجه به شاعرانى که شعرهاى ماوراء الطبيعى مىسرودند، نقش عمدهاى داشتهاند. اليوت در نقد نويسى و نويسندگى نظرى مدافع بهم پيوستگى عينى بوده است. به هم پيوستگى عينى به اين معنى است که هنر بايد نه از طريق بيان احساسات شخصى بلکه از راه استفاده عينى از نمادهاى جامع و فراگير خلق گردد.
| | |
|
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 3:15 بعد از ظهر  توسط دومینو
|