| ملکيان: مولانا تناقضگوست |
|
|
مهم ترين اتفاق دومين روز از کنگره بين المللى هشتصدمين سال تولد مولانا را شايد بتوان سخنرانى دو نوانديش دينى ( مصطفى ملکيان و محمد مجتهد شبسترى ) دانست. به گزارش فارس مصطفى ملکيان با موضوع رويکرد مولانا به سنت هاى دينى سخنرانى کرد. ملکيان در اين سخنرانى گفت: نخستين ادعاى من اين است که استقرائا 5 رويکرد مختلف نسبت به سنتهاى دينى وجود دارد. او رويکرد نخست را انحصارگرايى يا طردگرايى ناميد که در آن فرد مدعى مى شود فقط دين من بر حق است و در دين ديگرى حقيقت نيست و اين رويکرد در مولانا وجود ندارد. نويسنده راهى به رهايى رويکرد دوم را شمول گرايى دانست: در اين رويکرد فرد مى گويد دين من بر حق است اما در اديان ديگر همه حقايقى وجود دارد. او معتقد است حقيقتهايى که در ساير اديان گاه به گاه ديده مى شود. رويکرد سوم شبيه انگارانه يا توازى انگارانه است و که معتقد است اديان فقط براى کسى که التزام به آن ندارد فرق مى کنند. در اين رويکرد راه هاى هر يک از اديان، مختلف، ولى مقاصد يکسان است و کسى به مقصد و حقيقت نائل مى شود که به همه حقايق دين خود التزام داشته باشد. در رويکرد سوم نيازى به گفت وگو نيست يعنى مسيحيان بايد مسيحى تر باشند، مسلمانان مسلمان تر و يهيوديان يهودى تر. ملکيان رويکرد چهارم به سنتهاى دينى را ادغام گرايى ناميد و گفت: طرفداران اين رويکرد مىگويند هيچ دين و مذهبى کامل نيست پس براى تکميل دين خود بايد از اديان ديگر هم کمک گرفت. همه اديان آميزه اى از حق و باطل هستند. پيروان اين رويکرد بطلانهاى دين خود را نمى پذيرند و به جاى آن از حقايق ديگر اديان استمرار مى طلبند. فرد قائل به رويکرد پنجم مى گويد ماندن سر دين و مذهب خود درست نيست و همه ما بايد به سمت يک دين جهانى و اشتراکى برويم. همه اديان را بورزيم و بعد به حقيقت دست يابيم و اين يعنى وجهههاى محلى و محور به زمان خاص دين خود را کنار بزنيم و سراغ يک دين يونيورسال برويم. در رويکرد پنجم حق در هيچ دين و مذهبى نيست ولى حق از اشتراکات اديان بيرون نيست. او در ادامه گفت: از اين ميان سه رويکرد مجالى براى گفتوگوى بين اديان و مذاهب نمى گذارد و فقط رويکردهاى چهارم و پنجم اين مجال را پديد مى آورد. پس کسانى که به رويکردهاى اول و دوم و سوم قائلند هرگونه راه را براى تعامل ميان دين خود با ديگر اديان مى بندند. مولانا از ميان اين 5 رويکرد ابداً به رويکرد اول قائل نيست ولى در مثنوى به رويکردهاى دوم تا پنجم توجه دارد. ملکيان اين 5 رويکرد را ناسازگار با هم توصيف و عنوان کرد: اگر کسى به بيش از يک رويکرد اعتقاد داشته باشد اعتقادش پارادوکسيکال است و از اين رو مى گويم که مولانا متضاد گوست که به هر چهار رويکرد دوم تا پنجم توجه دارد. ملکيان در پايان نتيجه گرفت:: از ناسازگارى در سخن مولانا مى خواهم استنتاج کنم که مولوى از رويکردهاى دوم تا پنجم بهره گرفته تا رويکرد اول را رد کند. يکى از حاضران پرسيد که آيا مولانا ما را به تغيير دين دعوت مى کند و ملکيان پاسخ داد: هيچ جا نديدم مولانا توصيه کند که کسى دينش را عوض کند. جهان ما وقتى عوض مى شود که دينى را که مى ورزيم صادقانه و با جديت بورزيم.
شبستري: عرفان مولانا داستانى است

مجتهد شبسترى در دومين روز کنگره هشتصدمين سال تولد مولانا در مقالهاى که ارائه داد با بيان اين که صورت و معنا با ظاهر و باطن متفاوت است، گفت: فيلسوفى را نديدهام که معنا را براى جهان از آن جهت که معناست به کار برده باشد. شبسترى با طرح اين سؤال که منظور از خواندن جهان چيست، گفت: شيوه خواندن مولانا از جهان به شيوه حکايت است که اولين بار در همان بيت اول مثنوى آمده است: بشنو از نى چون حکايت مىکند/ وز جدايىها شکايت مىکند. ين استاد فلسفه با اشاره به اين که مولانا خود مىگويد که با از بس حکايت گفتهايم خود حکايت شده ايم و عدم و افسانه گشته ايم، گفت: چرا مولانا در مثنوى اين همه از داستان استفاده مىکند. معمولا براى پاسخ به اين سوال گفته مىشود که مولانا از مثنوى و داستان فراوان استفاده مى کند تا معانى را در قالب داستان بياورد. به اعتقاد من عرفان مولانا در مثنوى يک عرفان داستانى است که شرح حوادث است. اگر قبول کنيم که حکايتى که مولانا از جهان مىکند و يا جهان را به صورت حکايت قرائت مى کند اين طور است که جهان را مى خواند به صورت حوادثى که اتفاق افتاده و داستان در آنجا يک امر موهوم نيست.
| |
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 2:26 بعد از ظهر  توسط دومینو
|