تبليغاتX
نشریه ادبی Domino - زادروز فرگه ارسطوى جديد

نشریه ادبی Domino

(شعر - داستان - مقاله )

 

فرگه، رياضى‌دان و فيلسوف آلمانى در قرن نوزدهم و بيستم است. او بنيان‌گذار منطق جديد و در تاريخ منطق، هم‌تراز ارسطو شمرده شده است. همچنين به همراه راسل، مور و ويتگنشتاين، يکى از پايه‌گذاران فلسفه‌ تحليلى محسوب مى‌شود. فردريک لودويگ گوتلوب فرگه،Friedrich Ludwig Gottlob Frege) ‌‌) هشتم نوامبر سال 1848 ميلادى در ويسمار، واقع در ساحل آلمانى درياى بالتيک، از خانواده‌اى لوترى به‌دنيا آمد. در بهار سال 1869 گذراند، وارد دانشگاه ينا شد. با گذراندن چهار نيم‌سال تحصيلي، به مطالعه در فيزيک، رياضيات و فلسفه‌ دين مشغول بود. نخستين کتابى که فرگه منتشر کرد، مفهوم‌ نگاشتBegriffsschrift) ‌‌) نام داشت. اين کتاب هم‌تراز يا مهم‌تر از کتاب ارغنون ارسطو در تاريخ منطق تلقى مى‌شود. اما از مقدمه‌اش پيداست که هدف فرگه در ارايه‌ نظريه منطقى قدرتمندتر، اصلاح منطق سنتى براى خود منطق نبوده است؛ بلکه او درصدد بود تا با اين کار، قوى‌ترين مبانى ممکن را براى علم حساب فراهم آورد. فرگه منطق سنتى را از سويى زير نفوذ روان‌شناسى‌گريPsycologism) ‌‌) مى‌دانست و از سويى ديگر، زير نفوذ دستور زبان. روان‌شناسى‌گرى سبب ذهنى و شخصى شدن معارف و حقايق و در نتيجه نسبيت در معرفت مى‌شود و نفوذ دستور زبان باعث قرارداى و جعلى دانستن حقايق، و اين هر دو در تعارض با هدف منطق يعنى صدق است که فراتر از نسبت و جعليت قرار دارد. بزرگ‌ترين خدمت فرگه به منطق، در نظر منطق‌دانان جديد، کشف نظريه‌ تسوير بوده است؛ نحوه‌اى نمادينه‌سازى و ارايه‌ دقيق آن دسته از استنتاج‌ها که در اعتبارشان، تابع عبارت‌هايى مانند همه يا بعضى‌، هيچ يا هر، نه يا هيچ‌يک هستند. ‌در حالى‌که جلد دوم قوانين اساسى حساب، در دست انتشار بود، در سال 1902، فرگه نامه‌اى از راسل دريافت کرد که در آن خاطرنشان شده بود، اصل پنجم از اصول مقدماتى قوانين اساسى حساب، کل نظام او را متناقض و ناسازگار ساخته است. نظام فرگه، با اين اصل، ساختن مجموعه‌اى را تجويز مى‌کرد که متشکل از همه‌ مجموعه‌هايى بود که عضو خودشان نبودند. فرگه با کشف اين تناقض غمگين شد و درصدد برآمد تا جايگاه اين اصل معيوب را در نظام منطقى‌اش تضعيف کند و آن‌ را کاهش دهد تا اصل نظام او ترميم شود. اصل تناقض همراه با راه ‌حل دست و پاشده براى آن، در قالب يک ضميمه، به جلد دوم قوانين اساسى حساب افزوده شد، که در سال 1903 انتشار يافت و ثابت شد که نظام اصلاح‌شده‌ فرگه نيز مشتمل بر تناقض است. گرچه فرگه تا چند سال بعد هم به آن معتقد بود، به ظاهر پس از بازنشستگى‌اش از دانشگاه ينا در سال 1918 از اعتقاد به امکان استنتاج حساب از منطق دست کشيد و به اين اعتقاد کانت برگشت که حساب مانند هندسه، ترکيبى و پيشينى است. فرگه در 15 سال پايانى اقامتش در ينا، آثار کمى را منتشر کرد. علت اين امر، افزون بر شکست تز منطق‌گرايى او، غصه‌هاى شخصى خانوادگى‌اش بود. فرگه پس از بازنشستگى‌اش از دانشگاه ينا به بدکليننBad Kleinen) ‌‌) نزديک وطنش و ويسمار رفت و در واپسين سال‌هاى زندگى‌اش، بين 1918 تا مرگش در 1925 درصدد برآمد تا رسايلى درباره‌ منطق فلسفى بنويسد، که اغلب اين مقاله‌ها هنگام مرگش، منتشرنشده باقى مانده بودند. او تعريف صدق به مطابقت را رد کرده، آن را و به‌طور کلي، هر تعريف از صدق را مبتلا به دور مى‌داند و نتيجه مى‌گيرد که صدق تعريف‌ناپذير است. ‌ناخوشايندى‌هاى فرگه به زندگى علمى و فرهنگى او منحصر نبود و در زندگى خانوادگى‌ نيز رنج‌هايى داشت. فرگه و همسرش مارگارت چندين فرزند داشتند که همگى جوان‌مرگ شدند. در سال 1905 همسرش را از دست داد. او و همسرش، پسرخوانده‌اى به نام آلفرد گرفتند که بعد، مهندس شد. هنگام وصيت به آلفرد در سال 1925، آثار منتشرنشده‌اش را در قالب يک يادداشت به او سپرد و ارزش و اهميت آن‌ها را به او گوشزد کرد. راسل و وايتهد در مقدمه کتاب پرينکيپيا ماتماتيکاPrincipia Mathematica) ‌‌) - بزرگ‌ترين اثرى که تاکنون در مبانى رياضيات نوشته شده است-، چنين گفته‌اند: در همه مسائل مربوط به تحليل منطقي، بيش از همه مديون فرگه هستيم. و ويتگنشتاين نيز در مقدمه‌ کتاب تراکتاتوس چنين مى‌نويسد: تنها بدين اشاره مى‌کنم که در انگيزه‌ بسيارى از انديشه‌هاى خود، مديون آثار عظيم فرگه و نوشته‌هاى دوستم برتراند راسل هستم. ‌

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 2:19 بعد از ظهر  توسط دومینو  |