تبليغاتX
نشریه ادبی Domino - رادى تئــــاتر رفــت

نشریه ادبی Domino

(شعر - داستان - مقاله )

 

زهرا فضلى - اکبر رادى صبح چهارشنبه در 68 سالگى از دنيا رفت،او از معدود نمايشنامه‌نويسان ايرانى بود که همواره در جهت تحقق تئاتر ملى حرکت مى‌کرد. او در آثارش در پى تلفيق مناسب تکنيک تئاتر غربى و نمايش ايرانى با مضمون ملى بود. اکبر رادى دهم مهرماه 1318 در رشت در يک خانواده بازارى به دنيا آمد. پدرش قناد بود و در جنگ جهانى دوم يک کارخانه کوچک قندريزى داشت. او پس از مدتى ورشکست شد و با خانواده به تهران مهاجرت کرد. اکبر تحصيلات ناتمام دوران ابتدايى را در دبستان صائب و دوره تکميلى را در دبيرستان فرانسوى رازى گذراند.در دوران تحصيل دبيرستان در 1334 براى نخستين‌بار با آثار صادق هدايت آشنا شد و از آن پس به داستان‌نويسى پرداخت. سال 1335 نخستين داستان خود با نام موش مرده را نوشت و در روزنامه کيهان منتشر کرد. همان سال داستان بلند مسخره را نوشت که منتشر نشد و يکسال بعد تحت تاثير بوف کور هدايت، داستان بلند افسانه دريا را نوشت که آن هم به چاپ نرسيد.سال 1338 از دبيرستان رازى دانش آموخته شد و در کنکور پزشکى دانشگاه تهران شرکت کرد. همان سال با چاپ داستان باران در مسابقه داستان‌نويسى مجله اطلاعات جوانان بين 1148 نفر اول شد و براى نخستين‌بار به تماشاى تئاتر رفت و نمايش خانه عروسک ايبسن را ديد. پس از آن نخستين نمايشنامه خود روزنه آبى را نوشت. از همان اوان فعاليت در عرصه نمايشنامه‌نويسى قدرت کلام و انسجام صحنه‌اى وى نظر بسيارى از هنرمندان شناخته شده تئاتر کشور را به خود جلب کرد. آثار او را به جهت ساختارى و استحکام و زيبايى ديالوگ‌هاى با آثار چخوف و ايبسن مقايسه مى‌کنند. خود رادى نيز در اين باره معتقد بود در بعضى از نمايشنامه‌هايش سايه دست هنرمندانه چخوف ديده مى‌شود.او سال 1339 با احمد شاملو آشنا شد که نمايشنامه روزنه آبى را پسنديد و همين موجب شد و او را به شاهين سرکيسيان کارگردان بنام تئاتر آن دوران معرفى کند. وى اين نمايشنامه را به عنوان يک اثر معاصر در برنامه اجرا قرار داد. رادى سال 1340 با جلال آل احمد در دفتر کتاب ماه آشنا شد و درباره انتشار نمايشنامه روزنه آبى صحبت کردند. آل احمد چاپ اين اثر را منوط به پاره‌اى اصلاحات دانست، اما رادى نپذيرفت و سال 1341 آن را با سرمايه شخصى به چاپ رساند. زيرا ناشران حاضر به سرمايه‌گذارى روى آن نبودند.رادى دلبستگى خاصى به خاطرات کودکى خود داشت. به همين خاطر فضاهايى که در آثارش ترسيم مى‌کرد، همان تصاويرى است که در کودکى ديده بود. خانه‌هايى بزرگ با اتاق‌هاى متعدد، سقف‌هاى چوبى آبى رنگ، فرش‌هاى جفتى کاشان و پرده‌هاى گل بهي، باغچه‌هاى پرگل و گياه و حتى فضاى مه گرفته و زمين باران خورده که براى رادى خيلى بيشتر از نمادگرايى ساده محسوب مى‌شد. او تمام حس و حال جوانى خود را در اين تصاوير به بيننده عرضه مى‌کرد. سال 1342 نمايشنامه افول را نوشت و ترجمه نمايشنامه دايى وانيا چخوف را نيمه‌کاره رها و با مجله آرش در زمينه نگارش نقد و داستان همکارى کرد. اين اثر نمايشى يکسال پس از نگارش با سرمايه گروه طرفه منتشر شد. وى همزمان تحصيل در مقطع فوق ليسانس علوم اجتماعى را آغاز کرد سال 1345 نمايشنامه‌هاى مسافران، مرگ در پائيز و از پشت شيشه‌ها را نوشت که در پيام نوين به چاپ رسيدند. همان سال روزنه آبى به کارگردانى شاهين سرکيسيان به مدت چهار شب در انجمن ايران و آمريکا روى صحنه رفت که البته استقبال چندانى از آن نشد. بهرام بيضايى براى اجراى از پشت شيشه‌ها با رادى گفتگو کرد که بى‌نتيجه بود. سال 1346 از پشت شيشه‌ها منتشر و ارثيه ايرانى نوشته شد.با شروع کار تلويزيون در سال 45، در مدتى کوتاه اجراى نمايش‌هاى تلويزيونى زنده در تنها شبکه آن زمان رواج يافت. عباس جوانمرد نيز بر همين اساس نمايشنامه‌هاى محاق، مسافران و مرگ در پائيز را جلو دوربين برد. ارثيه ايرانى سال 47 منتشر شد و رادى طرح نمايشنامه صيادان را نوشت که سال 48 منتشر شد. در همين سال رکن‌الدين خسروى نمايشنامه از پشت شيشه‌ها را در تالار سنگلج به صحنه برد. يکسال بعد رادى سه تک پرده پيوسته مرگ در پائيز را منتشر کرد.سال 49 مجموعه داستان جاده چاپ شد و ارثيه ايرانى به کارگردانى خليل موحد ديلمقانى و افول توسط على نصيريان بر صحنه رفتند. رادى سال بعد نمايشنامه لبخند باشکوه آقاى گيل را نوشت و سال 1351 افول را بازنويسى کرد. همزمان فيلمنامه همين اثر در اختيار خسرو هريتاش قرار گرفت که وزارت فرهنگ و هنر اجازه ساخت آن را نداد. در همين سال سه‌گانه مرگ در پائيز در راديو اجرا و يکسال بعد لبخند باشکوه آقاى گيل بازنويسى و منتشر شد. ارثيه ايرانى براى راديو و صيادان به کارگردانى فرامرز طالبى هم براى اجراى صحنه آماده شدند.حد فاصل سال‌هاى 58 تا 65 را مى‌توان سال هاى کم کارى اکبر رادى ناميد. وى سال 58 نگارش نمايشنامه منجى در صبح نمناک را آغاز کرد که سال 65 اجازه انتشار يافت. رادى سال 61 نمايشنامه پلکان و سال 63 نمايشنامه تانگو تخم‌مرغ داغ را نوشت که هادى مرزبان پلکان را در سالن اصلى تئاتر شهر اجرا کرد. يکسال بعد رادى پرده اول نمايشنامه آهسته با گل سرخ را نوشت و سال 65 اين نمايشنامه به پايان رساند. همان سال نمايشنامه منجى در صبح نمناک چاپ شد.اين نويسنده سال 1366 نمايشنامه هاملت با سالاد فصل را بازنويسى کرد و همان زمان مرزبان آهسته با گل سرخ را به صحنه برد که با استقبال قابل توجه مخاطبان رو به رو شد. رادى سال 69 نمايشنامه لبخند باشکوه آقاى گيل را بازنويسى کرد و هاملت با سالاد فصل او به کارگردانى مرزبان در سالن چهارسو تئاتر شهر به صحنه رفت. وى نگارش شب روى سنگفرش خيس را سال 1370 به پايان رساند و سه‌گانه مرگ در پائيز به کارگردانى محمد بنايى در سالن شماره 2 تئاتر شهر اجرا شد. نمايشنامه آميزقلمدون سال بعد نوشته شد. سال 73 پيش‌نويس نمايشنامه باغ شب‌نماى ما را آماده کرد. در اين سال رادى پس از سى و چند سال تدريس از دانشگاه تهران بازنشسته شد و از آن پس به تدريس نمايشنامه‌نويسى در مقطع کارشناسى ارشد در دانشگاه هنر پرداخت.اکبر رادى در تمام سال‌هايى که در عرصه نمايشنامه‌نويسى فعاليت کرد، به مسئله ملى بودن آثار خود توجهى ويژه داشت. وى علاوه بر توجه به مسائل اجتماعى و شکل ظاهرى افراد و اتفاقات، اعتقادى خاص به حفظ باورها و ايمان و اعتقادات مردم داشت و به شکل‌هاى مختلف به انعکاس آن در آثار خود مى‌پرداخت. همچنين او با بيانى استعارى همواره شيوه رفتار و گفتار روشنفکران را نقد و جداافتادگى آنها از جامعه را به نوعى بيان مى‌کرد.‌صاحبنظران ديالوگ‌نويسى و ادبيات خاص وى را همواره تحسين مى‌کنند. البته برخى کارشناسان به کمبود تحرک نمايشى و تصويرسازى در آثار وى اشاره دارند. در اين زمينه هادى مرزبان به عنوان شناخته‌شده‌ترين کارگردان نمايشنامه‌هاى رادى سعى کرده تصاويرى به متن اضافه کند که تنوع بصرى آثار اين نويسنده را افزايش دهد.‌‌ گفتنى ست اکبر رادى روز جمعه هفتم دى ماه در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط دومینو  |