|
چهل و سه سال پس از درگذشت تي.اس. اليوت ارزش فراملى شعر |
|
|
|
تي.اس. اليوت - نويسنده و شاعر نامدار آمريکايى و برنده نوبل ادبيات 43 - سال پيش در چهارم ژانويه1965 در 77سالگى درگذشت. “تي.اس. اليوت” با نام کامل “توماس استرنز اليوت”، روز 26 سپتامبر 1888 در ايالت ميسورى آمريکا چشم به جهان گشود. اين شاعر و نمايشنامهنويس آمريکايى در سال 1948 موفق به کسب نوبل ادبيات شد. “اليوت” نويسندگى را در سال 1915 آغاز کرد و اولين اثر او، کتاب شعر “پرافراک و ديگر ملاحظات” بود که در سال 1917 منتشر شد. به گزارش ايسنا،او در سال 1925 به انگلستان مهاجرت کرد و در سن 39سالگى به تابعيت انگليسى درآمد. در نويسندگى از افرادى چون هومر، دانته و شکسپير الهام گرفت و خود الهامبخش نويسندگان بسيارى شد. اليوت افتخارات و جوايز دريافت کرد، که از آن جمله به دريافت نشان لياقت از پادشاه جورج ششم در سال 1948، کسب نوبل ادبيات در همين سال، نشان لژيون دونور فرانسه در سال 1951، کسب جايزه گوتهى آلمان در سال 1955، کسب مدال دانتهى ايتاليا در سال 1959، کسب نشان مشارکت در ادبيات و هنر فرانسه در سال 1960، کسب مدال آزادى رياستجمهورى آمريکا در سال 1964 و همچنين 13 مدرک دکترى افتخارى از آکسفورد، کمبريج، هاروارد و... مىتوان اشاره کرد. اليوت روز دهم دسامبر 1948 براى دريافت جايزه نوبل ادبيات خود در سالن شهر استکهلم حضور يافت. در ابتداى صحبتهايش از اعتبار و اهميت جايزهى نوبل گفت: “وقتى ابتدا به اين فکر کردم که در اين مراسم چه بايد به شما بگويم، تنها آرزو کردم که بتوانم بهسادگي، سپاس خود را از افتخار بزرگى که آکادمى سوئد تصميم گرفت به من اعطا کند، ابراز کنم؛ اما اين نيز بهقدر کافى کار آسانى نيست. حرفهى من در واژههاست؛ اما اکنون واژهها فراتر از کنترل من هستند.” او افزود: “تنها مىتوانم بگويم مىدانم که بالاترين نشان بينالمللى را که به فردى از اهل ادب تعلق مىگيرد، دريافت کردهام. در اعتراف به ناشايستگىام براى دريافت اين جايزه، بايد نسبت به هوش آکادمى ابراز ترديد کنم. سپاس از آکادمى شايد دلالت بر اين باشد که من بهعنوان يک منتقد ادبي، شهرتى را که به من شاعر داده شده است، تأييد مىکنم.اگر جايزه نوبل مشابه جوايز ديگر بود، شايد هنوز بايد بهدنبال واژههايى براى سپاسگزارى مىبودم؛ اما از آنجايىکه جايزه نوبل متفاوت از هر جايزه ديگرى است، ابراز احساسات شخصى نيازمند منابعى است که زبان از بيان آنها قاصر است. پس بايد با برداشت شخصىام از اهميت نوبل ادبيات، احساسم را به گونهاى غيرمستقيم ابراز کنم. اگر جايزه نوبل تنها به پاس لياقت يا اين واقعيت اعطا مىشود که شهرت يک نويسنده از مرزهاى کشور يا زبانش فراتر رفته است، بنابراين مىتوان گفت بهسختى فردى از ما بتواند بيش از ديگران، لياقت چنين شهرتى را داشته باشد.” اين شاعر در بخش ديگرى از صحبتهايش افزود: “من در جايزه نوبل، چيزى بيشتر و متفاوتتر از يک سپاسگزارى را مىبينم. جايزه نوبل به باور من، بيشتر انتخاب يک نفر - از هر کشور و در هر زمان - از سر لطف است تا نقش خاصى را برعهده گرفته و به سمبولى خاص تبديل شود. مراسمى برگزار مىشود و در آن به يکباره وظايفى برعهده اين فرد گذاشته مىشود که تا پيش از آن انجام نداده است. سؤال اين نيست که آيا او لياقت متمايز شدن را داشته يا خير؛ بلکه سؤال اين است که آيا او قادر است وظيفهاى را که برعهده او محول شده، انجام دهد؛ وظيفه خدمت بهعنوان يک نماينده.” اليوت در ادامه سخنرانىاش به اهميت و نفوذ جهانى شعر و تأثير شاعران کشورهاى مختلف بر يکديگر اشاره کرد و گفت: “شعر معمولا محلىترين نوع هنر است. نقاشي، مجسمه، موسيقى و معمارى را همه کسانى که مىبينند يا مىشنوند، لذت مىبرند؛ اما زبان، بخصوص زبان شعر، موضوعى متفاوت است. اينگونه به نظر مىرسد که شعر بهجاى متحد کردن مردم، آنها را از يکديگر جدا مىسازد. اما از سوى ديگر، بايد بهخاطر داشته باشيم که زبان، اگرچه سدى را ايجاد مىکند، اما شعر دليلى در اختيارمان مىگذارد تا از اين مانع عبور کنيم.” او افزود: “لذت از شعرى که متعلق به زبان ديگرى است، درواقع لذت بردن از درک و شناخت مردمانى است که اين زبان متعلق به آنان است و لذت بردن از شناختى است که به هيچ طريق ديگر نمىتوان بهدست آورد. ما شايد به تاريخچه شعر در اروپا و همچنين تأثير چشمگيرى که شعرى از يک زبان مىتواند بر زبان ديگر داشته باشد، فکر کنيم. در اينجا بايد به دين عميقى که هر شاعر برجستهاى به شاعران زبانهاى ديگر دارد، فکر کنيم. بايد بهخاطر داشته باشيم که شعر هر کشور و هر زبان، اگر با شعر زبانهاى ديگر تغذيه نشود، سقوط مىکند و از بين خواهد رفت.” اين نويسنده آمريکايى افزود: “وقتى شاعرى با مردم هموطنش صحبت مىکند، بهواقع صداهاى تمام شاعران زبانهاى ديگرى را که بر او تأثير داشتهاند، نيز منعکس مىکند. از سوى ديگر، اين شاعر خود با شاعران جوان ديگر زبانها به صحبت مىنشيند و آن شاعران از نوع نگاه اين شاعر به زندگى و روح مردمانش، چيزى به مردم خود انتقال مىدهند. شاعر، چه از طريق تأثيرش بر ديگر شاعران، چه از طريق ترجمه که بايد بازآفرينى شعرهايش توسط شاعران ديگر باشد و چه از طريق خوانندگان همزبانش که شاعر نيستند، مىتواند به درک مردم ديگر زبانها برسد.” اليوت در پايان “در آثار يک شاعر مطمئنا مضامين فراوانى هستند که فقط خوشايند ساکنان آن کشور يا همزبانان آن شاعرند. به گمان من، بهواسطهى شعر، مردم کشورهاى مختلف به شناخت از يکديگر مىرسند، که اگرچه نسبي، اما ضرورى است. جايزه نوبل ادبيات زمانى که به يک شاعر تعلق مىگيرد، از نگاه من، تأکيد بر ارزش فراملى شعر است.” تي.اس. اليوت در مراسم اهداى نوبل ادبيات: شعر باعث مىشود تا از سد زبان عبور کنيم. |
|
|
|
|
|
|
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 2:28 بعد از ظهر  توسط دومینو
|