تبليغاتX
نشریه ادبی Domino - فیلم درخت گلابی ساخته داریوش مهرجویی (نوشته گلی ترقی)

نشریه ادبی Domino

(شعر - داستان - مقاله )

 

سوژه ی کلی درخت گلابی  که محوریت آن بر دوش نویسنده - روشنفکر قرارگرفته بود وسو ژه ی ابر مرد فاوست (گوته) که بر آوردن نقش آفریده ی گوته بر عهده دکتر فاوست قرارداشت با کمی جرح و تعدیل در معنا باعث می گردد کسی که تنها یک اثر از دو اثر فوق راچه به روایت تصویر و چه به روایت متن مشاهده کرده باشددیگری را به کمک نفوذ در معنا درونی نماید.

اطلاع: باید به اطلاع برسانم که هدف از نگارش متن فوق روایت یکی از اثرها از طریق دیگری نیست ویا نمی خواهم خواننده را با پذیرش یکی از این دواثر وادارم تا اثر دیگررادر بست قبول نموده وبا تمام پیامهای خاص که هر کدام حاملان خاص آن هستند بپذیرند.

درواقع حقیقت عصر کنونی روایت کردن جهت مشروعیت گرفتن پیامها ازطریق نقل روایات دیگر را بر

نمی تابد (نگاه کنید - "لیوتار" - مرگ - روایت کلان)

هشدار: درپی این متن یا دو اثر فوق نباید به دنبال مسیر حرکت عین تا عین باشید. نه در فرم ونه در معنا. (نگاه فرمالیستی مجاز نیست)

باتوجه به دو مطلب اطلاع و هشدار ما فقط می توانیم با کمی تسامح به چند محور متکثردردو اثردست یابیم.

درهر دواثر اگر بتوان قهرمانی تصور نمود قهرمان در لحظه ای از زندگی به تنهایی خویش پی می برد وبا نگاه به عقب در می یابد که لحظاتی ناب را از دست داده و با حسی نوستالژیک به خویش و حاصل زندگی خود در لحظه حاضرمی نگرد - در حالی که هر دو قهرمان با نگاهی از بیرون خیلی هم موفق بوده اند - در پایان دواثر دکتر فاوست در لحظه تصمیم گیری تن به رنج و عذاب می دهد وانسانیت خویش رابه شیطان می فروشد. ودر برابر آن زندگی یکنواخت ذهنی خارج گشته و خود رابه دره ی حوادث پرت می نماید.

این اثر را به مثابه ی انسان در عصر مدرن (modern fact) می پندارند (مارشال برمن) ولی در درخت گلابی این انسان مردد (نه پوچ گرا) با این که تا این جا با فاوست شباهت بسیار دارد. در لحظه تصمیم گیری وی تصمیم خاص روح ایرانی (پارادوکس حس ایرانی) می گیرد و با این که تا آن لحظه در اقتصاد و مبارزه و ماده گرایی ... قلم فرسایی می نمود،به عرفان روی می آورد (بار منفی ندارد) با شکلی (figore) از اینهمانی، با درخت گلابی همراه می گردد و همچون تار عنکبوتی که با شروع تنیدن تار از دور بزرگتر -سرانجام به دور تنهایی ودایره ی داخلی - پایانی نزدیک می شود وگویی دیگر کاری نیمه تمام برای انجام ندارد.

گویی هردو اثر هیاتی از دیگری را در دل خود داراست. (ying yang) {ایین بودیست}

مفیستو فلس به دکتر فاوست می گوید:

(سر آخر تو همانی - که هستی )

                                                 حسین محمدی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384ساعت 8:52 قبل از ظهر  توسط دومینو  |