تا به زانوي من در آمده اي
به چرخ
به گيسوان افغانيم بپيچ
به اتهام تو
تا تو در پس زمينه من شليك مي شوي
حالا شما متهم به بت هاي باميان
به كابين نصف ديوانگيهات
تا گلوله
عجب چسبيد!
اتيكتي تازه كه عاشقانه از رگ هاي من
زده بالا. لاي انگشت هاي تو
تا ته
بخوريم ديوانه تر شويم؟
متقرب به پيشگاه پرودگارا نمي شود هميشه سبز سير چشمهاي تو
آن لاين؟
كابين۱:
كابل همچنان بوق اشغال
رسوب لهجه هاي تو در خط
چپ كرده فارسي به روايت لبهات
كبريت بي خطرتر من
به نقطه چين
مرز
به دندانه هاي مضرسم بگير
معشوق راس ساعت تب
اخبار هر شبه از انفجار طعم تو در من
سقوط قيمت نفت
منور « بي» هات
به گيج گيج سرم
به رقص تازه مردنهات
بغداد
فلوجه
نجف
حيف عراقي نبودي
* اين شعر از شماره ي دوم مكث ( دوهفتگي شعر ) استخراج شده است.
+ نوشته شده در جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 8:31 قبل از ظهر  توسط دومینو
|
